تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
موجود مىشوند يا نه پاسخ فلاسفه در اين مسئله مثبت است بشهادت اقوال و آثارى كه از سه هزار سال پيش تا كنون از آنان در دست است و هرگز حل مسئله را موكول به پيدايش اين افكار
شرح
انتخاب فعل آزادى داريم و هيچ قوه خارجى ما را اجبار نمىكند و اينكه گفته مىشود حوادث جهان متصل و متسلسل و مرتبط است و مانند زنجير پيوسته اى از علل و معلولات است و افعال ما نيز جزء اين زنجير است و در اين صورت ما چه اختيارى مىتوانيم در اين زنجير پيوسته داشته باشيم پاسخش اينست كه اراده و اختيار ما و سنجش ما نيز يكى از حلقات اين زنجير پيوسته است و ما خود يكى از عوامل مؤثر اين جهان هستيم كه از خارج متاثر مىشويم و بنوبه خود در غير خود تاثير مىكنيم و ما را و اراده و اختيار ما را در خارج از اين زنجير پيوسته نيافريده‌اند كه نتوانيم در اين زنجير ذى اثر باشيم و ثانيا اگر ما نظريه فوق را كه هم برهان و هم وجدان آن را تاييد مىكند و مبتنى بر اصل ضرورت على و معلولى است نپذيريم بايد قائل شويم كه افعال انسان عارى از ضرورت على و معلولى است و در اين صورت يا اينست كه صدور فعل را با صدفه توجيه مىكنيم و عليت را انكار مىكنيم و يا اينست كه عليت را مىپذيريم و ضرورت على و معلولى را انكار مىكنيم بنا بر انكار عليت و قول به صدفه همچنانكه قبلا گذشت به كلى رابطه ما با فعل قطع مىشود و آزادى از ما گرفته مىشود و زمام فعل بدست تصادف كور و كر و بى حساب مىافتند و بنا بر انكار ضرورت على و معلولى نيز چون اين انكار مستلزم انكار عليت و تسليم صدفه شدن است باز همان نتيجه را مىدهد در اينجا يك فرض ديگر باقى مىماند و آن اينكه ما چنين فرض كنيم كه جميع مقدمات افعال اختيارى اختيارى است و مقدمات اين مقدمات نيز اختيارى است و همينطور مقدمات اين مقدمات تا بى نهايت يعنى تمام اين امور با اراده و اختيار صورت مىگيرد و هر اراده و اختيارى نيز با اراده و اختيار ديگر و همينطور . . . اين فرض نيز اگر مخل به اختيار و آزادى انسان نباشد مؤيد آن نيست زيرا روى اين فرض هر اراده اى معلول اراده اى است و آن اراده نيز معلول اراده ديگر و همينطور . . . بنابراين هيچگاه اين فعل با شخصيت من ارتباط پيدا نمىكند و رابطه اش با من به كلى قطع مىشود زيرا هر اراده اى مستند به اراده ديگرى است و هيچ اراده از ذات من و شخصيت من سرچشمه نمىگيرد و درست مثل
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 166 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى