يا امر بين امرين و بعبارت ديگر آيا افعال انسان صد در صد تحت تاثير علتى خارج از انسان بوده و اراده انسان هيچگونه تاثيرى در فعل ندارد و انسان مجبور است اينست معنى جبر در اينجا نه
شرح
نسبت به همه حوادث جهان سخن مىگويند اين مبحث را پيش مىآورند كه آيا اراده ذات بارى شامل جميع حوادث كائنه و از آن جمله افعال صادره از انسان هست يا شامل نيست متكلمين در اينجا دو دسته شدهاند اشاعره معتقدند كه اراده ذات حق شامل جميع حوادث است و هر حادثه اى كه فرض شود مستقيما صادر از ذات بارى است و هيچ چيز ديگر در وجود اين حادثه دخيل نيست اگر مىبينيد كه آتش مىسوزاند واقعا آتش نمىسوزاند بلكه اراده حق است كه پشت سر اينكه بعضى از اجسام به آتش نزديك مىشوند سوزاندن را خلق مىكند و اگر مىبينيد كه فلان زهر خورنده اش را ميكشد و فلان ترياق دفع سم مىكند نه زهر تاثيرى در كشتن و نه ترياق تاثيرى در بهبود يافتن دارد بلكه اراده خداوند است كه بعد از خوردن زهر خورنده را ميكشد و بعد از استعمال ترياق بهبودى و شفا مىدهد اساسا اسباب و مسببات به معناى واقعى معنا ندارد و اين عادت حق است كه جارى شده بر اينكه آنچه را ما مسببات مىپنداريم پشت سر آن چيزهايى كه اسمشان را اسباب گذاشتهايم ايجاد كند بناء على هذا هيچگونه رابطه على و معلولى و شرط و مشروطى و سببيت و مسببيت بين حوادث جهان موجود نيست و تمام حوادث مستقيما و بلا واسطه مربوط است به اراده ذات بارى افعال انسانها نيز كه جزء حوادث اين جهان است همين حكم را دارد يعنى خود انسان هيچ دخالتى ندارد و آن فعل مستقيما ناشى از اراده حق است اشاعره را روى اين نظر جبرى مىگويند دسته ديگر از متكلمين معتزله هستند عقيده اين دسته درست نقطه مقابل عقيده اشاعره است به عقيده معتزله اراده خداوند دخالتى در حوادث اين جهان ندارد دخالت اراده خداوند صرفا همين قدر است كه ابتدا اين جهان را تكوين كرده است جهان بعد از آنكه با اراده ذات بارى تكوين يافت بحسب طبع خود گردش و جريانى دارد و حوادثى كه بتدريج پديد مىآيد مقتضاى طبع خود جهان است عينا مانند كارخانه اى كه بوسيله يك نفر مهندس تاسيس مىشود دخالت آن مهندس فقط در به كار انداختن ابتدائى آن كارخانه است ولى بعد از آنكه كارخانه تاسيس و ايجاد شد بحسب طبع خود كار مىكند و اراده مهندس در جريان و ادامه كار اين كارخانه دخالت ندارد