تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
اعجاز و جز اينها معرفى كرده‌اند همه اين پندارهاى خام زائيده اينست كه اين دانشمندان به جبر نسبت ميان معلول و علت تامه چسبيده و اختيار نسبت ميان معلول و علت غير تامه را فراموش نموده‌اند .
شرح
على و معلولى منحصر به ماده و ماديات است و غير ماده مثل نفس انسان و ذات بارى نسبت به آثار خود فاعل است نه علت و نسبت معلول به علت ضرورت است ولى نسبت فعل به فاعل ضرورت نيست . منكرين ضرورت على و معلولى مانند برخى از متكلمين و برخى از علماء فيزيك جديد برخى از متكلمين و برخى از اصوليين . هيچگونه ضرورت و وجوب و جبرى بر اعمال انسان حكومت نمىكند زيرا افعال انسان با اراده انجام مىيابد و اراده از قانون عليت عمومى آزاد است . بعضى از روانشناسان . نظام هستى نظام ضرورى است و استثناء پذير هم نيست و در عين حال انسان در افعال و آثار خود مختار و آزاد است و حد اعلاى آزادى براى انسان موجود است و اين اختيار و آزادى با ضرورت نظام هستى منافات ندارد . نظريه محققين حكماء اسلامى كه مورد اعتماد اين مقاله است . چنان كه از جدولبندى معلوم است مخالفين نظريه ما مجموعا دو صف عمده را تشكيل ميدهند يكى صف كسانى كه به ضرورت على و معلولى اذعان دارند و قائل به عدم اختيار انسان هستند و ديگرى صف كسانى كه بنوعى منكر ضرورت على و معلولى در مورد افعال انسان هستند و قائل به اختيار مىباشند در حقيقت هر دو صف يك عقيده مشترك دارند و آن اينست كه هر دو دسته يك نوع ملازمه اى بين قانون ضرورت على و معلولى و مجبور بودن انسان از يك طرف و بين عدم ضرورت على و معلولى و اختيار و آزادى انسان از طرف ديگر قائل هستند منتها يك دسته ضرورت على و معلولى را پذيرفته و اختيار را نفى كرده‌اند و دسته ديگر اختيار را پذيرفته و ضرورت على و معلولى را