موضوع اختيار نسبت امكان را از اساس و ريشه نفى كرده و در نتيجه در چاله تناقضهاى عجيبى افتادهاند و عجيبتر از همه اينكه قول بثبوت اختيار را مستلزم انكار عليت و معلوليت و قول باتفاق دانسته و اعتقاد به جبر را مستلزم انكار صانع واجب و انكار
شرح
اول راه خطا پيمودهاند يا آنكه به قسمتى از مطلب توجه كرده و جميع اطراف و جوانب مطلب را در نظر نگرفته يا نتوانستهاند در نظر بگيرند .
و چون اين مسئله علاوه بر جنبه نظرى داراى جنبه عملى نيز هست زيرا چنان كه ميدانيم لازمه جبر خارج شدن از زير بار تكليف و مسئوليت و بى اثر دانستن تربيت و اخلاق و در نتيجه لا قيدى و تنبلى و انحطاط و بيچارگى است و كمتر فكرى است كه به اندازه فكر جبر زيانهاى عملى و اخلاقى در بر داشته باشد و بسا اشخاصى پيدا مىشوند كه براى آنكه فلسفه اى براى اعمال زشت خويش پيدا كنند به نظريه جبر متمسك مىشوند لهذا ما تفصيلا وارد اين مبحث مىشويم و سعى مىكنيم با طرز بديع و بى سابقه اى اين مطلب را به خواننده محترم تحويل دهيم .
مجموع راههائى را كه بشر در مسئله جبر و اختيار پيش گرفته مىتوان اينطور خلاصه كرد .
صدور افعال انسان از انسان ضرورى و جبرى است و هيچگونه اختيار و آزادى براى انسان در كار نيست و هيچگونه تكليف و مسؤوليتى هم براى انسان صحيح نيست .
جبريون مطلق كسانى كه در هر دوره اى كما بيش پيدا مىشوند و مكتب مشخصى ندارند .
صدور افعال انسان از انسان جبرى است و هيچگونه اختيار و آزادى در كار نيست ولى در عين حال تكليف و مسؤوليت صحيح است .
ماديين جديد .
هيچگونه ضرورت و وجوبى در كار جهان حكمفرما نيست و در نتيجه بر افعال انسان نيز ضرورتى حكمفرما نيست عليت و معلوليت و همچنين ضرورت