بر آنها خروج كرد سيصد هزار درهم و مقدارى لباس به او دادند . و گرفت از سر راه آنها دور شد و دنبال كار خود رفت . در اين سال مسجد قطيعه در بغداد بنا شد .
در اين سال محمد بن احمد بن عباس بن احمد جلاد ، ابو العباس سلمى نقاش درگذشت . وى از متكلمين اشعريان بود و ابو على بن شاذان كلام را نزد او آموخت .
و در حديث از ثقات بود .
380 سال سيصد و هشتاد
بيان كشته شدن باذ
در اين سال ، باذكردى ، صاحب ديار بكر كشته شد .
سبب كشته شدنش اين بود كه ابا طاهر و حسين فرزندان بنى حمدان همين كه موصل را متصرف شدند ، باذ طمع به تصرف آن ديار كرد . و كردها را گرد آورد و بسيارى گرد او جمع آمدند . از جمله كردهاى « بشنويه » اصحاب قلعه « فنك » بودند كه عدهشان بسيار بود . در اين باره حسين « بشنويه » شاعر بنى مروان در قصيدهاى كه بنى مروان را به يارى خالوى آنها باذ ، به يارى برانگيخته ميگويد :
« البشنوية انصارا لدولتكم * و ليس فى ذا خفاء فى العجم و العرب »
« انصار باذ بارجيش و شيعته * به ظاهر الموصل الحدباء فى العطب »
« بباجلايا جلونا عند غمته * و نحن فى الروع جلا « ون للكرب »
مفاد آن به فارسى چنين است : بشنويهايها ياران دولت شما هستند و در اين كار در بين عرب و عجم ، سرافكندگى نخواهد بود . ياران باذ و پيروانش در ارجيش ، در بيرون از شهر موصل در دشت خشك ، در هلاكتند و در « باجلايا » اندوه فراوان ، در حالى كه ما در بيم و ترس بوديم بجاى نهاد ، غم و محنت را در آنجا ترك كرديم .