تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
آوردش و گشايش در زندگيش فراهم آورد و او را حفظ كرد . و در خدمت به او چيزى فروگذار نكرد . و همچنان نزد او ماند تا اينكه به خلافت رسيد و چون خليفه شد شعار خود :
حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ
قرار داد .

بيان بازگشت بنى حمدان بموصل

در اين سال ابو طاهر ابراهيم و ابو عبد اللّه الحسين فرزندان ناصر الدوله ابن حمدان موصل را متصرف شدند . سبب اين بود كه اين دو برادر در بغداد در خدمت شرف الدوله بودند . همين كه شرف الدوله درگذشت و بهاء الدوله بپادشاهى نشست از وى اجازه گرفتند كه رو بموصل بروند ، وى اجازه داد و آنها نيز بموصل رفتند . سپس سركردگان بهاء الدوله غلط بودن اين كار را آگاهى دادند . بهاء الدوله به خواشاذه كه در موصل فرماندار بود ، نوشت و به او امر كرد كه آنان را بازگرداند . خواشاذه مراتب را به آنان ابلاغ نمود و امر ببازگشت آنها كرد هر دو برادر پاسخى نيكو بنامه خواشاذه دادند ، و در حركت بموصل بيش از پيش شتاب نمودند . تا اينكه در دير اعلى در بيرون شهر موصل فرود آمدند . مردم موصل چون اين اخبار شنيدند ، بر تركان و ديلميان شوريدند و آنها را غارت كردند و روى به بنى حمدان نهادند ، ديلميان براى قتال به آنها از شهر بيرون شدند . موصليها و بنو حمدان آنها را منهزم كردند . و گروه بسيارى از ديلميان كشته شدند . و بقية السيف آنها بدار الاماره پناهنده شدند . مردم موصل تصميم بر كشتن آنها و استراحت از وجودشان گرفتند . بنو حمدان آنها را از اين كار منع كردند . خواشاذه و همراهانش را روانهء بغداد نموده و خود در موصل اقامت كرده و اعراب بسيار گرد آنان جمع شدند .

بيان اختلاف كتامه با منصور

در اين سال شخص ديگرى در كتامه بپاخاست بنام ابو الفرج و معلوم نبود از