زيادى به او بخشيد و بجاى پدر بحكومت « طبنه » روانهاش كرد .
بيان اختلاف عم منصور با او
در اين سال نيز ابو البهار عم منصور بن يوسف بن بلكين صاحب افريقيه ، بمخالفت برخاست . زيرا كه از جانب منصور رفتارى نسبت به او شده بود كه عزت نفس ابو البهار تحمل آن نتوانست كرد منصور به « تاهرت » بسراغ عم خود رفت .
ابو البهار عموى او با خانواده و يارانش آنجا را بسوى مغرب ترك كردند . سپاه منصور وارد تاهرت شد و آنجا را بباد غارت گرفت . مردمش زينهار خواستند به آنها امان داده شد . سپس بدنبال عم خود رفت و هفده فرسنگ از تاهرت بدور شد .
و سپاهش دچار زحمت شد . پس قصد عم خود زيرى بن عطيه صاحب « فاس » كرد .
زيرى مقدمش را گرامى داشته جايگاهش بلند دانست . و سپاهيانش - سپاهيان زيرى - در اطراف قرارگاه منصور دست بغارت ميزدند .
در سال سيصد و هشتاد و يك قصد نواحى مجاور فاس نمودند . و ياران منصور را بمعركه كشانده بر آنها چيره شدند . سپس ابو البهار ، نزد منصور رفته و از آنچه گذشته پوزش خواست و منصور پذيرفت و او را گرامى داشته و از مال و ديگر چيزها آنچه نياز داشت بوى داد .
بيان پارهاى از رويدادها
در اين سال بهاء الدوله ابى الحسن محمد بن عمر علوى كوفى را دستگير كرد .
وى در زمان شرف الدوله قدر و منزلتش فزون شده بود . و جاه او زياد بالا رفته ، دارائيش فزون گرديده بود . چون بهاء الدوله به سلطنت رسيد ، ابو الحسن كه معلم او بود . سعايت او كرد و او را تطميع بدست يا بى اموال و املاك او نمود و بهاء الدوله كار را مهم دريافت . و او را دستگير كرد .
در اين سال بهاء الدوله آنچه عوارض از مراتع در سواد ( آباديها ) گرفته ميشد ، ملغى كرد و هم در اين سال امير ابو طالب رستم بن فخر الدوله متولد شد .
در اين سال ، ابن جراح طائى بر حجاج بين « سميراء » و « فيه » سر راه گرفته