تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
كرد و ركوع نمود و به خدا برگشت و دانست كه اين واقعه و سخن گفتن به صورت امتحان در آمد در اينها نيز نبايد ترديد كرد . امّا آيات نميگويد كه او قضاوت نا حق كرد و اهل دعوى پس از قضاوت او به راه خود رفتند بلكه فقط گفت : برادرت با تو ستم كرده است و شايد بعد از گفتن اين سخن كه در حال تأثر گفته فورا متوجّه شده و استغفار كرده و آنوقت شروع بتحقيق نموده و قضاوت به حق كرده است . و دانسته كه آن عجله يك امتحانى بود كه پيش آمد و فورا آن را با استغفار جبران نموده است اين عجله در سخن گفتن چندان مهمّ نيست مخصوصا آنگاه كه امتحان خدائى در بين بوده باشد نظير اين كار را در حالات حضرت موسى عليه السّلام در قرآن كريم ميخوانيم : * ( « وَلَمَّا رَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِه غَضْبانَ أَسِفاً . قالَ بِئْسَما خَلَفْتُمُونِي مِنْ بَعْدِي أَ عَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَأَلْقَى الأَلْواحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيه يَجُرُّه إِلَيْه قالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلا تُشْمِتْ بِيَ الأَعْداءَ وَلا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ . قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلأَخِي وَأَدْخِلْنا فِي رَحْمَتِكَ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ » ) * اعراف : 150 - 151 آيه صريح است در اينكه موسى از موى سر برادرش گرفت و او را بسوى خود ميكشيد به گمان اينكه در كار خويش كوتاهى كرده تا جريان گوساله پيش آمده است چنان كه در سورهء طه آمده كه به هارون گفت : « چه چيز تو را مانع شد آنگاه كه ديدى گمراه شدند از من پيروى كنى آيا مخالفت فرمان من كردى ؟ هارون گفت . . . ترسيدم كه بگوئى ميان بنى اسرائيل اختلاف افكندى و قول مرا رعايت ننمودى » در آيهء فوق نيز گفت : پسر مادرم قوم مرا ضعيف كردند و نزديك بود بكشندم مرا در رديف ستمگران قرار مده . موسى پس از شنيدن عذر هارون گفت : پروردگارا مرا و برادرم را ببخش و برحمت خويش