* ( إِنَّ هذا أَخِي لَه تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنِيها وَعَزَّنِي فِي الْخِطابِ . قالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى نِعاجِه وَإِنَّ كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَقَلِيلٌ ما هُمْ وَظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاه فَاسْتَغْفَرَ رَبَّه وَخَرَّ راكِعاً وَأَنابَ فَغَفَرْنا لَه ذلِكَ وَإِنَّ لَه عِنْدَنا لَزُلْفى وَحُسْنَ مَآبٍ . يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ . . . » ) * ص : 21 - 26 .
يعنى : آيا خبر و داستان خصومت كه اهل دعوى بر غرفهء داود بالا رفتند به تو رسيده است ؟
چون بر داود وارد شدند از ايشان بترسيد ، گفتند : مترس دو صاحب دعواست كه بعضى از ما بر بعضى تجاوز كرده ميان ما حكم كن و جور مكن و ما را به راه راست رهبرى كن . اين برادر من است نود و نه ميش دارد ، من فقط يك ميش دارم ميگويد ، آن را به من ده و كفيلم گردان و در گفتار بر من غلبه كرده . داود گفت : حقّا كه در خواستن ميش تو كه بر ميشهاى خود ضميمه كند با تو ستم كرده است و بسيارى از شريكان بهمديگر ستم ميكنند مگر آنان كه ايمان آورده و اعمال صالحه انجام دادهاند و آنها كماند ، داود بدانست كه امتحانش كردهايم ، از پروردگار خويش آمرزش خواست .
و به ركوع افتاد وبرگشت .
اين حادثه را بر او بخشيديم و براى او نزد ما تقرّب و باز گشت خوبى هست . اى داود ما تو را در زمين جانشين كرديم ميان مردم به حق داورى كن .
از اين آيات چند مطلب بدست ميايد .
1 - اهل مخاصمه دو نفر بودهاند ولى چند نفر نيز با آنها آمدهاند زيرا * ( « تَسَوَّرُوا » ) * و * ( « دَخَلُوا » ) * جمعاند و هيچ مانعى ندارد كه آنها چند نفر را همراه آورده باشند .
2 - اهل دعوى بر غرفهء داود بالا رفته و از محل معمولى وارد نشدهاند و داود از آنوضع بهراس
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 370
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٣٧٠