افتاده است . مىشود گفت كه دربانان اجازهء ورود ندادهاند و يا موقع ورود ديگران بمحضر او نبوده و در بسته بود و اهل دعوى چارهاى نداشتهاند جز آنكه از ديوار بالا بروند و اگر محراب بمعنى معبد باشد ، اين احتمال قوى مىشود كه وقت عبادت و مناجات داود بوده نه وقت پذيرائى .
در قصص قرآن نوشتهء محمد احمد جاد المولى ترجمهء آقاى سيد محمد باقر موسوى در جملهء * ( « تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ » ) * دو احتمال داده يكى آنكه از ديوار بالا رفتند و ديگرى آنكه در اطرف داود چون ديوار حلقه زدند يعنى حلقه زدند گوئى در اطراف داود در محراب ديوارى تشكيل دادهاند .
در اين صورت ترس داود ظاهرا از بى موقع وارد شدن آنهاست .
3 - ظاهر آنست كه اهل دعوى مردم عادى بودهاند نه ملك يكى از بزرگان فرمايد : اكثر مفسّران بپيروى از روايات گفتهاند اهل دعوى كه بر داود وارد شدند چند نفر ملك بودهاند خدا آنها را فرستاد و خواست داود را امتحان كند . . .
بعد فرموده : خصوصيات قصّه مثل بالا رفتن بر ديوار و ورود غير عادى كه او را ترساندند ، و كذا توجّه داود كه اين امتحان خدائى است نه قضيّهء عادى و سپس فرمود :
ميان مردم به حق داورى كن و پيرو هواى نفس مباش و ظهورش در آنست كه خدا امتحانش كرده تا او را در خلافت و قضاوت محكم و متوجّه كند . همهء اينها مؤيّداند كه وارد شدگان ملك بوده و به صورت بشر در آمدهاند ، على هذا قصّه تمثّل است كه چند نفر ملك در صورت اهل دعوى ممثّل شده و قضاوت خواستهاند و حكم داود كه گفت :
* ( « لَقَدْ ظَلَمَكَ . . . » ) * اگر حكم منجز باشد حكمى است در ظرف تمثّل مثل آنكه آنها را در خواب ديده و آن حكم را كرده است و معلوم است كه در ظرف تمثّل تكليف نيست مانند عالم رؤيا ، تكليف
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 371
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٣٧١