تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
و آن در آيهء فوق ، مفعول مطلق و يا حال است از * ( الَّذِينَ ظَلَمُوا ) * و تاء آن گفته‌اند براى تأنيث و گفته‌اند براى مبالغه است مثل راوية ( اقرب ) يعنى : بترسيد از فتنه ايكه تنها بر ستمگران نميرسد بلكه عموم را فرا ميگيرد . خصاصة * ( وَيُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ ) * حشر : 9 خصاصه بمعنى فقر و احتياج است طبرسى فرمايد : اصل آن از اختصاص است گويا انسان در شىء محتاج اليه منفرد و مخصوص مىشود . و گويند اصل آن بمعنى شكاف و روزنه است مثل « القمر بدا من خصاص الغيم » يعنى ماه از شكاف ابر آشكار شد . در اقرب گويد : خصاص هر خلل و خرقى است كه در درب و پرده و غيره باشد و مفرد آن خصاصه است . معنى آيه چنين مىشود : ديگران را بر نفس خود ترجيح ميدهند و اختيار ميكنند هر چند خود محتاج و فقير باشند . مادّهء خصص در قرآن كريم فقط در چهار محل فوق آمده است .
خصف : چسباندن . قرار دادن * ( وَطَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ ) * اعراف : 22 - طه : 121 شروع كردند بر دو عورت خويش از برگهاى باغ بچسبانند و قرار دهند تا عورتشان مستور گردد . طبرسى فرمايد : اصل خصف ضمّ و جمع كردن است در اقرب الموارد آمده : « خصف العريان الورق على بدنه : الصقه و اطبقه عليه ورقة ورقة ليستتر به و فى القرآن * ( وَطَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ ) * . اين كلمه فقط در دو محلّ فوق در قرآن مجيد آمده است . در نهج البلاغه خطبهء 158 در وصف حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله فرموده « يخصف بيده نعله و يرقع بيده ثوبه » : با دست خود كفش خويش را ميدوخت و لباس خويش را وصله مىزد و حديث « خاصف النعل » كه آنحضرت در بارهء على عليه السّلام فرمود مشهور است