21 نسبت خشوع بكوهها داده شده است .
نا گفته نماند : افتادن سنگها ، در اثر زلزله يا جارى شدن سيلابها از كوهها و يا در اثر يخ بستن قطرات باران ميان شكاف سنگهاست كه در اثر ازدياد حجم ، سبب شكافته شدن و فرو ريختن آنها ميگردد ولى چرا اين فرو ريختن ، هبوط بسبب ترس از خدا ناميده شده است ؟ ! .
الميزان در علَّت اين تسميه ميگويد : چون تمام سببها منتهى بخداى سبحان است . افتادن سنگها پيروى از دستور خداست . آنها دستور خدا را مىفهمند چنان كه فرموده * ( وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِه وَلكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ ) * اسراء : 44 و فرموده * ( كُلٌّ لَه قانِتُونَ ) * بقره : 116 انفعال شعورى همان خشيت است پس آنها از خوف خدا فرود ميافتند و آيه مثل * ( وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِه وَالْمَلائِكَةُ مِنْ خِيفَتِه ) * رعد : 13 است . . . خلاصه .
اين آيه و آيات ديگر روشن مىكند كه كوهها شعور دارند .
* ( إِنَّ الَّذِينَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ ) * مؤمنون : 57 در بارهء اين آيه و آيهء 28 سورهء انبياء به « شفق » رجوع شود .
خصص :
اختصاص بمعنى ويژه شدن است . در مجمع ذيل آيهء 105 بقره ميگويد : اختصاص به چيزى ، آنست كه در آن تنها باشد و ضدّ آن اشتراك است . راغب نيز چنين گفته است .
* ( وَالله يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِه مَنْ يَشاءُ وَالله ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ) * بقره : 105 اختصاص چنان كه در اقرب الموارد تصريح مىكند لازم و متعدى هر دو آمده است و در آيهء فوق متعدى به كار رفته يعنى : خدا هر كه را خواهد برحمت خويش مخصوص مىكند . همچنين است آيهء 74 آل - عمران .
خاصة * ( وَاتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً ) * انفال : 25 « خاصّة » ضدّ عامّه و در بارهء چيزى است كه بفردى يا بقومى مخصوص باشد