ابو سعيد خدرى نقل كرده رسول خدا فرمود از شما كسى است كه روى تأويل قرآن ميجنگد چنان كه من روى تنزيل جهاد كردم . ابو بكر گفت : او منم ؟ فرمود نه . عمر گفت : او منم ؟ فرمود : « لا و لكنّه خاصف النعل » متوجّه شديم ديديم على ( ع ) كفش آنحضرت را وصله مىزند .
خصم :
دشمن . * ( وَهَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ ) * ص : 21 آيا خبر دشمنان را دانستهاى ؟
آنگاه كه از محراب بالا رفتند .
« خصم » مصدر و صفت هر دو آمده و نيز در واحد و جمع به كار رفته است چنان كه در آيهء فوق منظور از آن جمع است . و همچنين است در آيهء * ( هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ ) * حج : 19 كه مراد دو گروه مؤمن و كافر است .
اختصام و تخاصم هر دو بمعنى مخاصمه است ( اقرب ) * ( لا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ ) * ق : 28 * ( إِنَّ ذلِكَ لَحَقٌّ تَخاصُمُ أَهْلِ النَّارِ ) * ص : 64 « يخصّمون » در آيهء * ( ما يَنْظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُونَ ) * يس : 49 در اصل « يَخْتَصِمُونَ » بود تاء بصاد بدل شده و در آن ادغام گرديده است .
خصام در * ( وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ ) * بقره : 204 بقول زجّاج جمع خصم است و فعل ( بفتح اوّل و سكون دوّم ) اگر صفت باشد بر وزن فعال ( بكسر اوّل ) جمع بسته مىشود مثل صعب و صعاب و از خليل نقل شده كه آن مصدر است بمعنى مخاصمه ( مجمع البيان ) ولى در آيهء * ( وَهُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبِينٍ ) * زخرف : 18 يقينا مصدر و بمعنى مخاصمه است خصم ( بر وزن كتف ) و خصوم ( بفتح اوّل ) بمعنى مخاصم و مجادل است مثل * ( . . . بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ ) * زخرف : 58 بلكه آنها مردمى مخاصمه گراند .
خَصيم . بمعنى كثير المخاصمه مىباشد * ( فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ ) * نحل : 4 .
* ( قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ أَنْتُمْ عَنْه ) *