براى كفّار موجب فزونى ضلالت و تباهى است . آنها قرآن را ميشنوند و به آن اعتنا نميكنند و حجّت بر ايشان تمام مىشود و آن سبب زيادت خسار است . در دنيا همه چيز از جهتى خير و بمناسبتى شرّ است همچنين است قرآن مجيد نسبت به اشخاص ستمگر شرّ مىباشد .
خاسِرَه * ( أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ ) * . . .
* ( قالُوا تِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خاسِرَةٌ ) * نازعات : 12 حافرة چنان كه در « حفر » گذشت بمعنى خلقت اوّل است .
كفّار كه آيات قيامت را مىشنيدند ميگفتند : يعنى چه بميريم ، خاك شويم ، باز بخلقت اوّل برگرديم ؟ ! اين برگشت زيانبار و بى فايده است . حالا كه اينطور است چرا مىميريم ؟ ! . « * ( كَرَّةٌ خاسِرَةٌ ) * : اى غير نافعة » ( اقرب ) بعضى گمان كردهاند : مراد از * ( « كَرَّةٌ خاسِرَةٌ » ) * آن است كه كفّار عذاب را تصديق ميكردند و ميگفتند : اگر زنده شديم بدبخت خواهيم بود . ولى به نظر ما اين سخن صحيح نيست زيرا آنها عذاب اخروى را باور نداشتند .
بلكه بظنّ قوى مراد آنست كه در اوّل گفتيم . معنى آيه چنين مىشود :
ميگويند : آيا ما پس از پوسيدن بخلقت اوّل مردود و باز گردانده خواهيم شد . . . اين عودت و رجعت زيانبار و بىحاصل است .
اخسرون * ( لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الأَخْسَرُونَ ) * هود : 22 اخسرون اسم تفضيل است و حكايت از آن دارد كه در روز قيامت بعضىها خاسر و بعضىها اخسراند . مىشود گفت كه اهل عذاب همه اخسراند چنان كه در « احسن » گذشت ولى از قرآن مجيد پيداست كه اهل عذاب در عذاب متفاوتاند مثل * ( إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ ) * نساء :
145 لذا بهتر است بگوئيم : اسم تفضيل داراى مفهوم است .
* ( فَما تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ ) * هود : 63 مرا جز بخسران انداختن و تباه كردن نميافزائيد .
خسف :
فرو رفتن و فرو بردن .
« خسفه اللَّه و خسف هو » خدا او را