تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
عينٌ حميئه * ( حَتَّى إِذا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ . . . ) * كهف : 86 * ( « عَيْنٍ حَمِئَةٍ » ) * يعنى چشمه ايكه در آن گل سياه هست ( مجمع - اقرب ) نا گفته نماند : كسى كه در خشكى است چنان ميداند كه آفتاب از زمين طلوع و در زمين غروب مىكند و كسى كه در درياست چنان مىبيند كه آن از دريا طلوع و در دريا فرو ميرود ، از آيهء شريفه بدست ميايد كه ذو القرنين به آخرين آبادى در مغرب رسيد كه پس از آن دريا بود و آفتاب در نظر بيننده در آبيكه در اثر لجن ، سياه به نظر ميامد و يا در آبيكه روى لجن را پوشانده بود ، غروب ميكرد لذا فرموده * ( « وَجَدَها تَغْرُبُ » ) * يعنى او چنان يافت نه اينكه واقع از آن قرار بود . طبق تحقيقات ابو الكلام آزاد محقق هندى ذو القرنين ( به نظر او كوروش كبير ) در سفر اوّل خود براى سر كوبى دولت ليدى به طرف غرب ( آسياى صغير ) حركت كرد و آفتاب را چنان ديد . ميگويد : اكنون نقشهء سواحل غربى آسياى صغير را برابر خود بگذاريم ، در اين نقشه مىبينيم كه بيشتر ساحل به خليجهاى كوچك منتهى مىشود مخصوصا در نواحى حدود « ازمير » كه دريا تقريبا صورت يك چشمهء بزرگ به خود ميگيرد . سارد ( پايتخت كشور ليدى ) در نزديكى ساحل غربى قرار داشت و چندان از شهر ازمير فعلى فاصله نداشت ، در اينجا ميتوانيم بگوئيم كوروش بعد از استيلاء بر سارد به نقطه‌اى از سواحل درياى اژه نزديك ازمير ميرسد و در آنجا متوجّه ميگردد كه دريا صورت چشمه‌اى به خود گرفته و آب نيز از گل و لاى ساحل تيره رنگ به نظر ميرسد . در حوالى غروب اگر كسى اينجا ايستاده باشد خواهد ديد كه قرص خورشيد چنان مىنمايد كه در آب محو مىشود ، اين آن چيزى است كه قرآن از آن تعبير به اين جمله مىنمايد * ( وَجَدَها تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ ) * يعنى چنين ديد