حليم مجموعا 15 بار در قرآن شريف استعمال شده ، 11 بار در بارهء خداوند و چهار بار در بارهء ابراهيم ، اسمعيل ، و شعيب .
* ( إِنَّ إِبْراهِيمَ لأَوَّاه حَلِيمٌ ) * توبه :
114 - * ( إِنَّكَ لأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ ) * هود : 87 .
حلى :
( بر وزن فلس ) زيور جمع آن حلىّ ( بضمّ اوّل و كسر دوّم و بكسر اوّل و دوّم » است چنان كه در اقرب گفته است . * ( وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى مِنْ بَعْدِه مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًا . . . ) * اعراف : 148 قوم موسى بعد از وى از زينت آلات خود گوسالهاى ساختند . * ( يُحَلَّوْنَ فِيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ . . . ) * كهف : 31 در بهشت زينت داده ميشوند با دستبندهاى مخصوص از طلاى بخصوصى .
حليه نيز بمعنى زيور است * ( وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً . . . ) * فاطر : 12
حاميم :
كلمهء * ( حم ) * در اوّل هفت سوره از سوره هاى قرآن كريم واقع است و آنها عبارتاند از غافر ، فصّلت ، شورى ، زخرف دخان ، جاثيه ، و احقاف . و در اوّل شورى كلمهء * ( « عسق » ) * بر آن اضافه شده است .
مفسّران دربارهء حروف مقطعه اقوال مختلف دارند و رواياتى نيز در اين باره نقل شده كه تنقيح آنها كار مفصّلى است . حبيب الله نوبخت نويسندهء كتاب ديوان دين معتقد است كه حروف مقطَّعه در اوائل سور عنوان مطالب آن سوره هاست البتّه مختصر و منحوت عنوان .
بعقيدهء وى مطالب سوره هاى حم باستثناى سورهء شورى ، همه در بارهء حيات و موت است و « ح » در همهء آنها مختصر حيات و « م » مختصر و منحوت موت يا ممات است .
آياتى چند از سوره ها را در بارهء حيات و موت شاهد آورده و از كشف الغمّهء اربلى نقل مىكند كه امير المؤمنين عليه السّلام در صفّين براى جنگجويان خود شعارى اختيار كرد و فرمود : هر كه يكنفر را بكشد