با فرياد بلند بگويد * ( « حم » ) * و شريح بن اوفى از ياران آنحضرت ، چون نيزهء خود را بسينهء محمد بن طلحه فرو برد فرياد كشيد : * ( « حم » ) * اين شعار بدان معنى بود كه : اينك حدّ فاصل ميان حيات و ممات . ديوان دين ص 414 - 419 .
بنا بر قول ايشان * ( « عسق » ) * در سورهء شورى بايد اشاره به عيسى سليمان و قيامت باشد ولى در سورهء شورى از سليمان خبرى نيست و شايد « س » اشاره سماوات است كه مكرّر در آن سوره ياد شده است .
در الميزان اوّل سورهء شورى بعد از نقل احتمالات ميگويد :
ممكن است حدس زد كه ميان حروف مقطعه و مضامين سوره هائيكه با آنها شروع ميشوند ارتباط خاصّى باشد . و شايد اين سخن معنى آن روايت است كه اهل سنت از على عليه السّلام بنا بر نقل مجمع نقل كردهاند فرمود : براى هر كتاب صفوه و خالصى است و صفوهء اين كتاب حروف تهجّى است .
نا گفته نماند بنا بر قول ديوان دين و الميزان ، ميان ق و مضامين اين سوره ارتباط خاصّى است زيرا ق مختصر قيامت و مضامين سورهء ق در باره قيامت است ولى كشف دكتر رشاد در بارهء مقطعات بسيار عالى و در * ( « عسق » ) * نقل شده است .
حماء :
لجن سياه بد بو .
در مفردات گويد : « طين اسود منتن » صحاح و اقرب گل سياه گفتهاند ، كشّاف گل سياه متغير ، مجمع آن را جمع حماة و گل متغير بسياهى و در ذيل آيهء 86 كهف گل سياه بد بو گفته است . مجموع اين كلمات در كلمهء « لجن سياه بد بو » خلاصه مىشود .
* ( وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ ) * حجر :
26 انسان را از گل خشك از گل سياه بد بو آفريديم . راجع بتفصيل بيشتر به « آدم » رجوع شود .
اين كلمه سه بار در قرآن آمده است سورهء حجر ، آيات 26 - 28 - 33