تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
* ( وَإِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا . . . مائده : 2 منظور از * ( « حَلَلْتُمْ » ) * خروج از احرام است يعنى چون از احرام خارج شديد پس صيد كنيد ديگر شكار بر شما حرام نيست . * ( وَأَحَلَّ الله الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبا . . . بقره : 275 احلال بمعنى حلال كردن و رفع ممنوعيّت است * ( وَحَلائِلُ أَبْنائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ . . . نساء : 23 منظور از حليله ها ، زنان پسران صلبى است كه بر شخص حراماند . تَحلَّة * ( قَدْ فَرَضَ الله لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمانِكُمْ . . . ) * تحريم : 2 تحلَّه و تحليل هر دو مصدراند ( مجمع ) يعنى خدا باز كردن سوگندها را براى شما معيّن كرده است گويند مراد از آن كفّارهء قسم است .
حلم : بكسر اوّل بردبارى . ضبط نفس ( مفردات ) قاموس آن را بردبارى و عقل گفته است . صحاح نيز آن را بردبارى گفته . راغب گويد : بعضى آن را عقل گفته‌اند ولى معناى اصلى آن عقل نيست بلكه عقل از مسبّبات آن است يعنى عقل از بردبارى است . مؤيّد قول راغب آيهء * ( فَبَشَّرْناه بِغُلامٍ حَلِيمٍ ) * صافات : 101 است اين آيه دربارهء اسمعيل است و چند آيه بعد از آن ، داستان ذبح اسمعيل آمده كه به پدرش گفت * ( سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ الله مِنَ الصَّابِرِينَ ) * و آنوقت معلوم شد كه اسمعيل واقعا حليم و بردبار است . ايضا اگر حليم بمعنى عاقل باشد در آياتى نظير * ( وَالله عَلِيمٌ حَلِيمٌ ) * نساء : 12 بايد گفت معنى آن « و اللَّه عليم عاقل » است حال آنكه عاقل از اسماء حسنى نيست و حتى در دعاى جوشن كبير هم نيامده است با آنكه شامل هزار اسم مىباشد . ايضا در نهج البلاغه خطبهء 14 هست : « خفّت عقولكم و سفهت حلومكم » از مقابله حلوم با عقول معلوم مىشود كه حلم غير از عقل است . حُلْم * ( وَإِذا بَلَغَ الأَطْفالُ مِنْكُمُ ) *
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 167 | سيد علي اكبر قرشي