پيامبر ص مىآمدند و پيامبر ص به فرمان الهى در برابر آنها اقدامهايى به عمل مىآورد مىباشد .
آيا ممكن است همه اينها روز اول نوشته شود ؟
ثانيا - قرآن كتابى است كه تنها جنبه تعليمى ندارد ، بلكه حتما مىبايست هر آيه آن پس از نزول اجرا گردد ، اگر همه قرآن يك جا نازل مىشد بايد يك جا هم اجرا بشود ، و مىدانيم كه يك جا اجرا شدن امرى محال بوده است ، چرا كه اصلاح يك جامعه سر تا پا فاسد را در يك روز نمىتوان انجام داد ، و كودك بيسوادى را نمىتوان يك روزه از كلاس اول به دوران دكترا كشاند ، به همين دليل قرآن تدريجا نازل شد تا به خوبى اجرا گردد ، و به اصطلاح كاملا جا بيفتد ، دچار هيچگونه تزلزل نگردد و جامعه نيز قدرت جذب و پذيرش و حفظ آن را داشته باشد .
ثالثا - خود پيامبر كه رهبر اين انقلاب بزرگ بود بدون شك اگر مىخواست فكر خود را در اجراى كل قرآن پخش كند تا در اجراى جزء جزء ، دومى براى او قدرت و آمادگى بيشترى ايجاد مىكرد ، درست است كه او فرستاده خدا و صاحب عقل و توانايى بىنظيرى بود ، ولى با همه اينها پذيرش تدريجى قرآن و اجراى تدريجى آن به صورت كاملترى انجام مىگرفت .
رابعا - نزول تدريجى مفهومش ارتباط دائمى پيامبر ص با مبدأ وحى بود ولى نزول دفعى ارتباط پيامبر ص را بيش از يك بار تضمين نمىكرد .
ذيل آيه 32 سوره فرقان كه مىگويد كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِه فُؤادَكَ وَرَتَّلْناه تَرْتِيلًا « ما اينچنين قرآن را نازل كرديم تا قلب تو را تثبيت كنيم و آن را تدريجا و آرام بر تو خوانديم » اشاره به سومين فلسفه مىكند ، در حالى كه آيه مورد بحث ما بيشتر به دومين فلسفه اشاره دارد : ولى به هر حال مجموعه اين عوامل دليل زنده و روشنى است بر نزول تدريجى قرآن و فلسفه آن .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 318
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣١٨