108 - و مىگويند منزه است پروردگار ما كه وعده هايش قطعا انجام شدنى است .
109 - آنها ( بى اختيار ) به زمين مىافتند ( و سجده مىكنند ) و اشك مىريزند و هر زمان خشوعشان فزونتر مىشود .
تفسير :
عاشقان حق !
بار ديگر قرآن به سراغ اهميت و عظمت اين كتاب آسمانى ميرود و به پاسخ بعضى از ايرادات و يا بهانه جوئيهاى مخالفان مىپردازد .
نخست مىگويد : « ما قرآن را به حق نازل كرديم » ( * ( وَبِالْحَقِّ أَنْزَلْناه ) * ) بلافاصله اضافه مىكند « و به حق نازل شد » ( * ( وَبِالْحَقِّ نَزَلَ ) * ) .
« و ما تو را جز براى بشارت و بيم دادن نفرستاديم » و حق هيچگونه تغيير در محتواى قرآن ندارى ( * ( وَما أَرْسَلْناكَ إِلَّا مُبَشِّراً وَنَذِيراً ) * ) در اينكه فرق ميان جمله اول ( * ( وَبِالْحَقِّ أَنْزَلْناه ) * ) و جمله دوم ( * ( وَبِالْحَقِّ نَزَلَ ) * ) چيست ؟ مفسران بيانات گوناگونى دارند از جمله :
1 - منظور از جمله اول اين است كه ما مقدر ساختيم قرآن به حق نازل شود و جمله دوم اضافه مىكند اين تقدير تحقق يافت ، بنا بر اين يكى اشاره به تقدير است ، و ديگرى به مرحله فعليت ( 1 ) .
2 - منظور از جمله اول اين است كه ماده و محتواى قرآن حق است ، و جمله دوم اشاره به اين است كه نتيجه و ثمره آن نيز حق مىباشد ( 2 ) .
3 - منظور از جمله اول اين است كه ما قرآن را به حق نازل كرديم ، و جمله دوم ميگويد چون پيامبر از خود حق دخل و تصرفى نداشت به حق نازل شد .
ولى احتمال ديگرى در اينجا نيز وجود دارد كه از تفاسير گذشته روشنتر
هامش
( 1 ) تفسير قرطبى جلد 6 صفحه 3955 .
( 2 ) فى ظلال ذيل آيه .