تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
* ( عَلى مُكْثٍ ) * ) » . و باز براى تاكيد بيشتر مىگويد تمامى اين قرآن را بطور قطع ما نازل كرديم ( * ( وَنَزَّلْناه تَنْزِيلًا ) * ) . بدون شك براى افراد سطحى مخصوصا اگر بهانه جو باشند اين اشكال در كيفيت نزول قرآن پيدا خواهد شد كه چرا اين كتاب آسمانى بزرگ كه پايه و مايه اسلام است ، و رهنماى كل بشر ، و محور همه قوانين حقوقى اجتماعى و سياسى و عبادى مسلمانان محسوب مىشود ، به صورت كامل يك جا بر پيامبر اسلام ص نازل نگرديد ، تا مردم پيوسته آن را از آغاز بخوانند و تا انجامش با خبر باشند ؟ ! ولى كمى دقت براى حل اين ايراد كافى است زيرا : اولا قرآن گر چه نامش كتاب است ، ولى همچون كتابهاى تاليفى انسانها نمىباشد كه بنشينند و موضوعى را در نظر بگيرند ، و فصول و ابوابش را تنظيم كنند ، و برشته تحرير در آورند ، بلكه كتابى است كه با حوادث عصر خود يعنى با بيست و سه سال دوران نبوت پيامبر اسلام ص با رويدادهايش پيوند و ارتباط ناگسستنى دارد . چگونه ممكن است كتابى كه با حوادث بيست و سه سال در ارتباط بوده يك جا و در يك روز نازل شود ؟ ! مگر ممكن است همه حوادث 23 سال را در يك روز جمعآورى كرد ، تا مسائل مربوط به آن يك جا در قرآن نازل شود ؟ ! فى المثل قسمتهاى زيادى در قرآن در رابطه با غزوات اسلامى است ، و بخشهايى در باره عملكردهاى منافقان . و مسائلى در مورد هيئتهايى كه از اقوام مختلف نزد
هامش
( 1 ) منصوب بودن « قرآنا » در آيه فوق ، به عقيده بسيارى از مفسران بوسيله فعل مقدرى است كه « فرقناه » آن را تفسير مىكند ، و در تقدير چنين بوده است « و فرقنا قرآنا » .