در هر دو زمينه است .
بگذريم از پيشنهادهاى كودكانه يا احمقانه آنها مانند اينكه اگر راست مىگويى عذاب الهى را بر ما بفرست و قطعات سنگهاى آسمانى را بر سر و مغز ما فرود آور ! .
يا اينكه نردبانى بگذار و به آسمان صعود كن و از آنجا نامه فدايت شوم براى ما بياور ! و يا اينكه خدا و فرشتگان را دسته جمعى نزد ما احضار كن .
حتى پيشنهاد نكردند ما را نزد او ببر ، چه جهل و غرور و تكبرى اين انسان بى مغز دارد ؟ !
3 - دستاويز ديگر براى نفى اعجاز
با اينكه مفهوم آيات فوق پيچيده نيست ، و معلوم است كه مشركان « مكه » چگونه تقاضايى از پيامبر اسلام داشتند ، و برخورد منفى پيامبر ص با آنها به چه دليل بوده است ، ولى با اينحال باز مشاهده مىكنيم كه اين آيات دستاويزى براى بهانه جويان عصر ما كه بعضا اصرار در نفى هر گونه معجزه براى پيامبر اسلام دارند شده است .
آنها اين آيات را روشنترين آياتى مىشمرند كه نفى اعجاز از پيامبر مىكند ، چرا كه مخالفان شش نوع معجزه مختلف از زمين و آسمان ، مفيد و حياتبخش و يا مرگآفرين ، از او خواستند ، ولى او زير بار هيچكدام از آنها نرفت ، تنها جوابش اين بود : « منزه است خداى من ، مگر من جز بشرى كه فرستاده خدايم هستم » ؟ ! اما اگر اين بهانه جويان عصر ما همچون دوستان بهانه جويشان در عصر پيامبر ص نباشند ، پاسخشان در همين آيات به روشنى بيان شده است ، زيرا :
1 - بعضى از اين درخواستهاى ششگانه اصولا درخواستى مضحك و نامعقول