و اين خود نشانه زنده اى است بر اينكه او در موقع لزوم معجزاتى عرضه كرده است ، بنا بر اين روشن مىشود اگر پيامبر در اين آيات تسليم پيشنهادهاى آنها نشده حتما پيشنهادهاى بى پايه و بهانه جوئيهاى بى اساسى بوده است و گرنه در برابر پيشنهاد منطقى و معقول تسليم بوده است .
[ سوره الإسراء ‹ 17 › : آيات 94 تا 95 ]
وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى إِلَّا أَنْ قالُوا أَ بَعَثَ اللَّه بَشَراً رَسُولًا ‹ 94 › قُلْ لَوْ كانَ فِي الأَرْضِ مَلائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنا عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ مَلَكاً رَسُولًا ‹ 95 ›
ترجمه :
94 - تنها چيزى كه مانع شد مردم بعد از آمدن هدايت ايمان بياورند ، اين بود كه ( از روى نادانى و بيخبرى ) گفتند : آيا خداوند بشرى را به عنوان رسول فرستاده است ؟ ! 95 - بگو ( حتى ) اگر در روى زمين فرشتگانى ( زندگى مىكردند و ) با آرامش گام برمىداشتند ما از آسمان فرشته اى را به عنوان رسول بر آنها مىفرستاديم ( چرا كه رهبر هر گروهى بايد از جنس خود آنان باشد ) .
تفسير : بهانه همگونى !
در آيات گذشته سخن از بهانه جويى مشركان در زمينه توحيد بود ، و در آيات مورد بحث به بهانه همگونى اشاره كرده مىگويد :
« تنها چيزى كه مانع شد مردم بعد از آمدن هدايت ايمان بياورند اين بود كه مىگفتند آيا خدا انسانى را به عنوان پيامبر برانگيخته » ( * ( وَما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى إِلَّا أَنْ قالُوا أَ بَعَثَ اللَّه بَشَراً رَسُولًا ) * ) .