بايد توجه داشت كه اين مفاهيم سه گانه با هم منافات و تضادى ندارند ، و ممكن است همه در مفهوم آيه جمع شوند ، چرا كه استعمال لفظ واحد در اكثر از معنى نزد ما هيچ مانع ندارد .
5 - : « يا اينكه خانه اى از طلا داشته باشى ، خانه اى پر نقش و نگار و زينتى » ( * ( أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ ) * ) .
« زخرف » در اصل به معنى زينت است ، و از آنجا كه طلا يكى از فلزات معروف زينتى است به آن زخرف گفته مىشود خانههاى پر نقش و نگار را نيز « زخرف » مىگويند ، و همچنين سخنان پر آب و رنگ فريبنده را گفتار مزخرف مىنامند .
6 - « يا به آسمان بالا روى ! ولى هرگز تنها به آسمان بالا رفتنت ايمان نخواهيم آورد مگر اينكه نامه اى همراه خود براى ما بياورى كه آن را بخوانيم » ! ( * ( أَوْ تَرْقى فِي السَّماءِ وَلَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُه ) * ) .
در پايان اين آيات مىخوانيم كه خداوند به پيامبرش دستور مىدهد كه در برابر اين پيشنهادهاى ضد و نقيض و بى پايه و گاهى مضحك « بگو پاك و منزه است پروردگار من از اين اوهام » ( * ( قُلْ سُبْحانَ رَبِّي ) * ) .
« آيا من جز انسانى فرستاده خدا بيشترم » ( * ( هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا ) * ) .
نكتهها :
1 - پاسخ پيامبر در برابر بهانه جويان
همانگونه كه لحن خود آيات فوق ، علاوه بر شان نزول ، گواهى مىدهد اين درخواستهاى عجيب و غريب مشركان هرگز از روح حقيقتجويى سرچشمه نمىگرفت ، بلكه آنها تمام هدفشان اين بود كه آئين بت پرستى و شرك كه پايه هاى