تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
قدرت رؤساى مكه را تشكيل مىداد هم چنان بر جا بماند ، و پيامبر اسلام را به هر وسيله ممكن است از ادامه راه توحيد بازدارند . ولى پيامبر دو جواب منطقى و روشن در يك عبارت كوتاه به آنها داد . نخست اينكه پروردگار منزه از اين گونه امور است ، منزه است از اينكه تحت فرمان اين و آن قرار گيرد و تسليم پيشنهادهاى واهى و بى اساس سبك مغزان گردد ( * ( سُبْحانَ رَبِّي ) * ) . ديگر اينكه : قطع نظر از آنچه گذشت اصولا آوردن معجزات كار من نيست ، من بشرى هستم همچون شما ، با اين تفاوت كه رسول خدايم ، ارسال معجزات كار او است ، و به اراده و فرمان او انجام مىگيرد ، من حتى حق ندارم پيش خود چنين تقاضايى كنم ، او هر وقت لازم بداند براى اثبات صدق دعوت پيامبرش هر معجزه اى كه لازم باشد مىفرستد ( * ( هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا ) * ) . درست است كه اين دو پاسخ با هم ارتباط و پيوند دارند ، ولى در عين حال دو پاسخ محسوب مىشوند ، يكى ضعف بشر را در برابر اين امر اثبات مىكند ، و ديگرى منزه بودن خداى بشر را از قبول اين گونه معجزات اقتراحى . اصولا پيامبر يك خارقالعاده گر نيست كه در جايى بنشيند و هر كسى از در وارد شود پيشنهاد اعجازى به ميل خود كند و اگر نپسنديدند پيشنهاد ديگرى مطرح نمايد ، و خلاصه قوانين و سنن آفرينش را به بازى بگيرد ، و بعد از اينهمه نيز اگر مايل بود بپذيرد و اگر ميل مباركش اقتضا نكرد با بهانه اى شانه خالى كند . وظيفه پيامبر اثبات ارتباط خود به خدا از طريق آوردن معجزه است ، و هر گاه به قدر كافى معجزه نشان دهد ديگر هيچگونه وظيفه اى در اين رابطه ندارد . او حتى زمان نزول معجزات را ممكن است نتواند پيش بينى كند و تنها در جايى از خداوند تقاضاى معجزه مىكند كه بداند خدا به اين امر راضى است .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 284 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي