و كتاب آسمانى بر من نازل كرده اگر آن را بپذيريد به نفع شما در دنيا و آخرت خواهد بود و اگر نپذيريد صبر مىكنم تا خدا ميان من و شما داورى كند .
گفتند بسيار خوب ، حال كه چنين مىگويى هيچ شهرى تنگتر از شهر ما نيست ( اطراف مكه را كوههاى نزديك به هم فرا گرفته ) از پروردگارت بخواه اين كوهها را عقب بنشاند و نهرهاى آب همچون نهرهاى شام و عراق در اين سرزمين خشك و بى آب و علف جارى سازد .
و نيز از او بخواه نياكان ما را زنده كند و حتما « قصى بن كلاب » بايد در ميان آنها باشد چرا كه پير مرد راستگويى است ! تا ما از آنها بپرسيم آنچه را تو مىگويى حق است يا باطل ؟ ! :
پيامبر با بى اعتنايى فرمود : من مامور به اين كارها نيستم .
گفتند اگر چنين نمىكنى لا اقل از خدايت بخواه كه فرشته اى بفرستد و تو را تصديق كند ، و براى ما باغها و گنجها و قصرها از طلا قرار دهد ! فرمود : به اين امور هم مبعوث نشدهام ، من دعوتى از ناحيه خدا دارم اگر مىپذيريد چه بهتر و الا خداوند ميان من و شما داورى خواهد كرد .
گفتند پس قطعاتى از سنگهاى آسمانى را - آن گونه كه گمان مىكنى خدايت هر وقت بخواهد مىتواند بر سر ما بيفكند - بر ما فرود آر ! فرمود : اين مربوط به خدا است اگر بخواهد مىكند .
يكى از آن ميان صدا زد : ما با اين كارها نيز ايمان نمىآوريم ، هنگامى ايمان خواهيم آورد كه خدا و فرشتگان را بياورى و در برابر ما قرار دهى ! پيامبر ( هنگامى كه اين لاطائلات را شنيد ) از جا برخاست تا آن مجلس را ترك كند بعضى از آن گروه به دنبال حضرت حركت كردند و گفتند :
اى محمد قوم تو هر پيشنهادى كردند قبول نكردى ، سپس امورى در رابطه با خودشان خواستند آن را هم انجام ندادى ، سرانجام از تو خواستند عذابى را
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 280
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٨٠