را اعم از پيامبران و ائمه هدى و دانشمندان و كتاب و سنت ، و همچنين ائمه كفر و ضلال را شامل مىشود ، و به اين ترتيب هر كس در آنجا در خط همان رهبرى قرار خواهد گرفت كه در اين جهان خط او را انتخاب كرده بود .
اين تعبير در عين اينكه يكى از اسباب تكامل انسان را بيان مىكند ، هشدارى است به همه افراد بشر كه در انتخاب رهبر فوق العاده دقيق و سختگير باشند ، و زمام فكر و برنامه خود را به دست هر كس نسپرند .
سپس مىگويد : آنجا مردم دو گروه مىشوند : « كسانى كه نامه اعمالشان به دست راستشان داده مىشود آنها با سرفرازى و افتخار و خوشحالى و سرور نامه اعمالشان را مىخوانند و كوچكترين ظلم و ستمى به آنها نمىشود » ( * ( فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَه بِيَمِينِه فَأُولئِكَ ) * يقرؤن * ( كِتابَهُمْ وَلا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا ) * ) ( 1 ) .
« اما كسانى كه در اين جهان ، كوردل بودند ، آنها در سراى آخرت نيز نابينا خواهند بود » ( * ( وَمَنْ كانَ فِي هذِه أَعْمى فَهُوَ فِي ) * الآخرة اعمى ) .
و طبيعى است كه اين كوردلان نابينا از همه گمراهترند ( و اضل سبيلا ) .
نه در اين دنيا راه هدايت را پيدا مىكنند و نه در آخرت راه بهشت و سعادت را ، چرا كه چشم خود را به روى همه واقعيات بستند و از ديدن چهره حق و آيات خداوند و آنچه مايه هدايت و عبرت است و آن همه مواهبى كه خدا به آنها بخشيده بود ، خود را محروم ساختند ، و از آنجا كه سراى آخرت بازتاب و انعكاس عظيمى است از اين جهان ، چه جاى تعجب كه اين كوردلان به صورت نابينايان وارد عرصه محشر شوند ؟ !
هامش
( 1 ) « فتيل » به معنى رشته بسيار نازكى است كه در شكاف هسته خرما قرار دارد در مقابل « نقير » كه در پشت هسته خرما است و « قطمير » به معنى پوسته نازكى است كه هسته خرما را پوشانيده و تمام اين كلمات كنايه از شىء بسيار كوچك و حقير است .