اجتماعى اسلام را بيان مىكند چهار ركن اصلى ديگر .
سپس امام ع اضافه مىكند : « هيچ چيز به اندازه ولايت و رهبرى اهميت ندارد » . ( چرا كه اجراى اصول ديگر در سايه آن خواهد بود ) ( 1 ) .
و نيز به همين دليل در حديث معروفى از پيامبر ص نقل شده :
من مات به غير امام مات ميتة الجاهلية .
« كسى كه بدون امام و رهبر از دنيا برود مرگ او مرگ جاهليت است » ( 2 ) .
تاريخ نيز بسيار بخاطر دارد كه گاهى يك ملت در پرتو رهبرى يك رهبر بزرگ و شايسته در صف اول در جهان قرار گرفته ، و گاه همان ملت با همان نيروهاى انسانى و منابع ديگر بخاطر رهبرى ضعيف و نالايق آن چنان سقوط كرده كه شايد كسى باور نكند اين همان ملت پيشرو است .
مگر عرب جاهلى نبود كه در جهل و بدبختى و فساد و ذلت و نكبت و پراكندگى و انحطاط غوطه ور بود ؟ چرا كه رهبر لايقى نداشت ، ولى با ظهور رهبر الهى يعنى محمد ص چنان راه ترقى و تكامل و عظمت را با سرعت پيمود كه دنيايى را در شگفتى فرو برد ، آرى اين است نقش رهبر در آن زمان و اين زمان و هر زمان .
البته خداوند براى هر عصر و زمانى رهبرى براى نجات و هدايت انسانها قرار داد ؟ چرا كه حكمت او ايجاب مىكند فرمان سعادت بدون ضامن اجرا نباشد ، اما مهم اين است كه مردم رهبرشان را بشناسند ، و در دام رهبران گمراه و فاسد و مفسد گرفتار نشوند كه نجات از چنگالشان دشوار است .
اعتقاد شيعه به وجود يك امام معصوم در هر عصر و زمان فلسفه اش همين است آن گونه كه على ع فرمود : (
اللهم بلى لا تخلو الارض من قائم للَّه بحجة ،
هامش
( 1 ) قال الباقر ( ع ) بنى الاسلام على خمس على الصلاة و الزكاة و الصوم و الحج و الولاية و لم يناد بشىء كما نودى بالولاية ( اصول كافى جلد 2 صفحه 15 ) .
( 2 ) نور الثقلين جلد 3 صفحه 194 و كتب بسيارى ديگر .