نكته ديگر اينكه آيا منظور منافقان از كلمه احسان و نيكى كردن ، احسان به طرفين دعوى بوده ، و يا نسبت به پيامبر ص ؟ ممكن است منظورشان هر دو باشد ، آنها بهانههاى مضحكى براى ارجاع داورى به بيگانگان درست كرده بودند ، از جمله اينكه ميگفتند آوردن داورى به نزد پيغمبر ص دون شان او است ! زيرا غالبا طرفين دعوى جار و جنجال به راه مىاندازند و اين با مقام پيامبر ص سازگار نيست ! .
به علاوه قضاوت و داورى هميشه به زيان يك طرف تمام مىشود و طبعا دشمن تراش است ، گويا آنها با چنين بهانه هايى مىخواستند خود را تبرئه كنند كه منظور ما خدمت به پيامبر ص و طرفين دعوى بوده است .
و يا اينكه اصولا نظر ما داورى نبوده ، بلكه نظر ما آشتى دادن و ايجاد توفيق و توافق در ميان طرفين نزاع بوده است .
ولى خداوند در آيه سوم نقاب از چهره آنها كنار مىزند و اين گونه تظاهرات دروغين را ابطال مىكند ، و مىفرمايد : « اينها كسانى هستند كه خداوند اسرار درون دلهاى آنها را مىداند » ( * ( أُولئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّه ما فِي قُلُوبِهِمْ ) * ) .
ولى در عين حال به پيامبر خود دستور مىدهد كه از مجازات آنها صرفنظر كن ( فاعرض عنهم ) و پيامبر ص همواره با منافقان به خاطر اظهار اسلام كردن تا آنجا كه ممكن بود مدارا مىكرد ، زيرا مامور به ظاهر بود و جز در موارد استثنايى آنها را مجازات نمىكرد ، چه اينكه ظاهرا در صفوف مسلمانان بود و ممكن بود مجازات آنها به يك نوع تصفيه حساب شخصى تفسير شود .
سپس دستور مىدهد كه آنها را موعظه كن و اندرز ده و با بيانى رسا كه در دل و جان آنها نفوذ كند ، و نتائج اعمالشان را به آنها گوشزد كن .
( * ( وَعِظْهُمْ وَقُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِيغاً ) * ) .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 449
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٤٩