تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
« رسول » براى آنها استغفار كند ، اين تعبير گويا اشاره به آن است كه پيامبر ص از مقام و موقعيتش استفاده كند و براى خطاكاران توبه كننده استغفار نمايد . اين معنى ( تاثير استغفار پيامبر ص براى مؤمنان ) در آيات ديگرى از قرآن نيز آمده است مانند آيه 19 سوره محمد و آيه 5 سوره منافقون و آيه 114 سوره توبه كه در باره استغفار ابراهيم نسبت به پدرش ( عمويش ) اشاره مىكند ، و آيات ديگرى كه نهى از استغفار براى مشركان مىكند و مفهومش اين است كه استغفار براى مؤمنان بىمانع است ، و نيز از بعضى از آيات استفاده مىشود كه فرشتگان براى جمعى از مؤمنان خطاكار در پيشگاه خداوند استغفار مىكنند ( سوره غافر آيه 7 و سوره شورى آيه 5 ) . خلاصه اينكه آيات زيادى از قرآن مجيد حكايت از اين معنى مىكند كه پيامبران يا فرشتگان و يا مؤمنان پاكدل مىتوانند براى بعضى از خطاكاران استغفار كنند ، و استغفار آنها در پيشگاه خدا اثر دارد ، اين خود يكى از معانى شفاعت كردن پيامبر و يا فرشتگان و يا مؤمنان پاكدل براى خطاكاران است ، ولى همانطور كه گفتيم چنين شفاعتى نيازمند به وجود زمينه و شايستگى و آمادگى در خود خطاكاران است . شگفتانگيز اينكه از پاره اى از كلمات بعضى از مفسران استفاده مىشود كه خواسته‌اند استغفار پيامبر ص را در آيه فوق مربوط به تجاوز به حقوق شخصى خود پيامبر ص بدانند و بگويند چون نسبت به خود پيغمبر ص ستم كرده بودند ، لازم بود رضايت او را بدست آورند تا خداوند از خطاى آنها بگذرد ! ولى روشن است كه ارجاع داورى به غير پيامبر ص ستمى به شخص پيغمبر نيست بلكه مخالفت با منصب خاص او و يا به عبارت ديگر مخالفت با فرمان خدا است و بفرض كه ستمى بر شخص پيامبر ص باشد قرآن روى آن تكيه نكرده است بلكه تكيه قرآن روى اين مطلب است كه آنها بر خلاف فرمان خدا رفتار كردند . به علاوه اگر ما به كسى ستم كنيم رضايت او كافى است چه نيازى به استغفار