( انفال - 75 ) و همچنين اخبار فراوانى كه در اين زمينه وارد شده گواه ديگرى بر تعيين طبقات ارث و ترجيح بعضى بر بعض ديگر مىباشد .
3 - از تعبير « * ( فَهُمْ شُرَكاءُ فِي الثُّلُثِ ) * » ( برادران و خواهران مادرى اگر بيش از يك نفر باشند در ثلث مال شريكند ) استفاده مىشود كه آنها يك ثلث را در ميان خود بطور مساوى تقسيم مىكنند و زن و مرد در اينجا هيچ گونه تفاوتى ندارند زيرا مفهوم شركت مطلق مساوى بودن سهام است .
4 - از آيه فوق به خوبى استفاده مىشود كه انسان حق ندارد از طريق وصيت يا اعتراف به بدهى كه بر ذمه او نيست صحنه سازى بر ضد وارثان كند و حقوق آنها را تضييع نمايد ، او تنها موظف است ديون واقعى خود را در آخرين فرصت گوشزد نمايد و حق دارد وصيتى عادلانه كه در اخبار حد آن مقدار ثلث تعبير شده بنمايد .
در روايات پيشوايان اسلام در اين زمينه تعبيرات شديدى ديده مىشود از جمله در حديثى مىخوانيم « ان الضرار فى الوصية من الكبائر » « زيان رسانيدن به ورثه و محروم ساختن آنها از حق مشروعشان بوسيله وصيتهاى نابجا از گناهان كبيره است » ( 1 ) .
اسلام در حقيقت با اين دستور مىخواهد هم شخص را از قسمتى از اموال خود حتى بعد از وفات بهره مند سازد ، و هم وارثان را ، مبادا كينه و عقده اى در دل آنها بوجود بيايد و پيوند محبت كه بايد بعد از مرگ هم باقى باشد سست گردد .
هامش
( 1 ) - مجمع البيان