انعكاس و دريافت ، در صحنهء ذهن و كارگاه مغز اين شخص تحقق يافته است بطورى كه اگر بنا شود كه امروز همهء پديدهها و فعاليتها و تأثير و تأثرهايى كه اين شخص دروغگو در ارتباط با خويشتن و جهان عينى و همنوعان خود داشته است را مورد بررسى قرار بدهند و آنها را دقيقا شمارش و تحقيق علمى نمايند يكى از آنها اين است كه در ذهن شخص مفروض يا در هر بعدى از كارگاه مغز او اين قضيه دريافت شده بود كه « دوست او مرتكب جنايت شده است » . حتى اگر امكان داشت امروز كه شخص مفروض دروغ مزبور را گفته است ، مىتوانستيم همهء حوادث و جرياناتى را كه در كيهان بزرگ عالم طبيعت بوقوع پيوسته است مورد مطالعه و بررسى قرار بدهيم ، يقينا يكى از آن حوادث و جريانات همين قضيه است كه « دوست شخص دروغگو مرتكب جنايت شده و اين شخص در ذهن خود آن را دريافت و منعكس نموده است . » 3 - اگر فرضا براى منعكس ساختن قضيهء مزبور در مغز ، مقدارى معين انرژى لازم بوده است ، قطعا آن انرژى هم بدون كم و زياد صرف شده است .
4 - دروغگو براى ابراز خلاف آنچه كه مورد اعتقادش بود ( يعنى مرتكب جنايت دوست او بوده است نه كس ديگر ) ، مقدارى با وجدان خود گلاويز گشته تا آنچه را كه در درون داشته است سركوب نموده و توانسته است خلاف آن واقعيت را ابراز نمايد . البته اين جريان براى اشخاصى مانند سياستمداران ماكياولى وجود ندارد ، زيرا آنان براى ابراز خلاف واقع دچار كشمكشهاى درونى نمىگردند . آنان واقعيتها را به حسب موقعيتها و اهدافى كه در نظر مىگيرند متغير مىبينند و هيچ ثابتى براى آنان جز لزوم وصول به هدفى كه مىخواهند ، قابل طرح نمىباشد 5 - اين كه يك موجود به وسيلهء موجودى قوىتر از پاى درمىآيد و از بين مىرود دليل آن نيست كه موجود ضعيف وجود نداشته و وجود او قراردادى و اعتبارى بوده است همان گونه كه عامل نابود كنندهء موجود ضعيف ( نيرو و اراده و تصميم تو براى نابود كردن موجود ضعيف ) [ مانند يك مورچه ] واقعيت داشته و اعتبارى و قراردادى نبوده است ، همچنان واقعيت وجودى آن موجود ضعيف .
شما موقعى كه يك مورچه را زير پا گذاشته و او را با خاك يكسان مىكنيد
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 297
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٩٧