رويارويى ناگهان با يكى از عوامل مرگ براى گريز از آن و يا بدست آوردن عامل دفع آن بدون نياز به انديشه و تصورات و تشكيل قضاياى منطقى و ميل و اراده و تصميم و انتخاب ، جهش بازتابى ( رفلكس ) از خود ابراز مىنمايد . مىتوان گفت همين بازتاب در برابر هجوم عامل مرگ بطور ناگهانى بهترين دليل براى اثبات علمى بودن ارزش صيانت ذات و حفظ حيات مىباشد .
بنا بر اين ، انسان با بىاعتنائى به حقيقت ارزشى كه مستند به اصيلترين واقعيت وجود او است ( جان و روان و شخصيت ) به همان اندازه اخلال به واقعيت وجود خود وارد آورده است . كسى كه عدالت را ناديده مىگيرد و مرتكب ظلم مىگردد ، در حقيقت بر مبناى كميت و كيفيت همان ارزش از بين رفته به واقعيت اصيل وجود خود ضرر وارد نموده است . يك دروغ خواه دروغگو بداند يا نداند يك خلل قطعى در جان يا روان يا شخصيت دروغگو بوجود آورده است . اگر كسى به بهانهء علم گرايى و دفاع از اصطلاحات قراردادى در بارهء بررسىهاى علمى بگويد : من تاكنون صدها بار دروغ گفتهام و حتى يك آجر ناچيز هم از ديوار خانهام پايين نيفتاده است ، و هيچ معلولى بدون علت بوجود نيامده است و به جهت دروغهايى كه من گفتهام هرگز در موردى ديده نشده است كه 2 2 با 175 - 13 بوده باشد . اين گونه نگرش در قلمرو علم و ارزش يك نگرش بسيار ساده لوحانه ايست كه نبايد كسى كه خود را سالك راه علم و ارزش مىداند ، از آن حمايت كند . ما همين دروغ را كه متأسفانه برخى از ساده لوحان [ با اين كه در عرصهء علوم رسمى از مشاهير فيزيك قرن ما نيز بود ] ، چنان گمان كرده بود كه يك موضوع علمى نيست ، بلكه يك موضوع اخلاقى است و نمىتوان با قوانين علمى آن را مورد بررسى قرار داد ، مورد تحليل علمى قرار مىدهيم تا ببينيم اين موضوع و امثال آن چگونه از بررسيهاى علمى مىگريزد و به كجا مىگريزد 1 - معناى دروغ عبارت است از اين كه گويندهء دروغ واقعيتى را در وراى سخن دروغى كه به زبان آورده است مىدانسته است ، به عنوان مثال مىدانسته است كه عامل جنايت دوست او بوده است ، ولى آن جنايت را به كس ديگر نسبت داده است .
2 - آنچه كه در ذهن او از واقعيت جهان عينى منعكس شده يا دريافت گشته است ارتكاب جنايت بوده است كه عامل آن ، دوست اين شخص بوده است . اين
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 296
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٩٦