تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
بطورى كه حتى نمىتوانيد ناچيزترين جزئى از وجود آن حيوان ناتوان را ببينيد ، دليل آن نيست كه مورچه وجود نداشته يا وجودش امر اعتبارى بوده است و پس از آنكه آن موجود ناچيز از پا در آمد نمىتوان در بارهء آن ، مسئله اى را از ديدگاه علمى مطرح نمود شما كه مىتوانيد خلاف آنچه را كه در ذهن خود داريد ابراز كنيد و دروغ بگوييد ، مانند همان كسى هستيد كه مىتواند مورچه را در زير پاى خود از بين ببرد ، همان گونه كه نابودى مورچه در زير پاى شما نمىتواند دليل معدوم يا اعتبارى بودن آن جاندار محقر باشد ، همان گونه نيز آن قضيهء ارزشى كه مىگويد : « جنايت تقبيح است » با ارتكاب هزاران جنايت ، واقعيت خود را از دست نمىدهد و اثبات نمىشود كه قبح جنايت اعتبارى بوده است . وقتى كه اخلاق و دين دستور مىدهند كه « بايد خودخواهى » را ترك كنيد ، بدون ترديد تأثير خودخواهى را در اخلال به واقعيات و تأثير تعديل آن را در تنظيم قانونى واقعيات در نظر دارند . خودخواهى انسان را در جهل غوطه ور مىسازد ، خودخواهى شخصيت كمال جوى انسان را از صحنهء درون بر كنار زده و ميدان را براى فعاليتهاى بىمهار غرايز خالى مىكند . و چه اثرى واقعىتر از تباهى شخصيت انسانى و يا ارتقاء و اعتلاى آن مىتوان تصور نمود آيا حسادت اعصاب مغزى و روان آدمى را به تباهى نمىكشد بنا بر اين ، همهء قضاياى ارزشى اخلاقى كه براى تنظيم قانونى خودخواهى و تعديل غرايز مطرح گشته‌اند ، از واقعيات برخاسته و به وسيلهء واقعيات ، براى واقعيات مطرح شده‌اند .

با يك نظر عالى مىتوان حقايق ارزشى را هم از ديدگاه علمى مورد بررسى قرار داد و هم از ديدگاه فلسفى .

اما از ديدگاه علمى : هر چيزى كه بتواند در مجراى چيست و چون و چرا قرار بگيرد ، آن چيز مىتواند از ديدگاه توصيف و استدلال علمى بررسى شود ، و جاى ترديد نيست كه ما مىتوانيم هم ماهيت ارزشها بطور عام را و هم ماهيت معنويتها را بطور خاص براى شناخت مورد سؤال قرار بدهيم ، يعنى بپرسيم مثلا ماهيت عدالت و ايثار و گذشت و احساس تكليف فوق انگيزه‌هاى نفع و ضرر چيست پاسخهايى را كه در بارهء سؤال از ماهيت اشياء فوق دريافت مىكنيم ، حقايقى را براى ما بيان مىنمايد
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 298 | محمد تقي جعفري