آيا دين از علم و فلسفه جدا است 301
توضيح و تفسير كار اختيارى بعد از وقوع آن از ديدگاه كاملا علمى ، خود دليل علمى بودن جريان كار اختيارى است . 304
يك راه علمى ديگر براى كشف عوامل و ارزش كار اختيارى كه عبارتست از شناخت هدف گيريها و انگيزگى عواملى كه براى يك انسان مىتواند در صادر كردن كار اختيارى تأثير نمايد . 307
اگر هم بر فرض خلاف واقع چنين فرض كنيم كه ارزشها را نتوانستيم در مجراى علم به معناى معمولى آن در دوران ما مورد بررسى قرار بدهيم ، لازمهء چنين فرضى آن نيست كه ارزشها و معنويات مستند به اساس محكمى نيستند . 310
اين حقيقت كه انسانها استعداد زندگى با ارزشها و معنويات را در خود دارند ، يكى از بهترين دلايل هماهنگى « هستها » با « بايدها و شايدها » و استنتاج « بايدها و شايدها » از « هستها » مىباشد . 313
اين نظريه كه « بايدها و شايدها » از « هستها » به وجود نمىآيد ، آن نظريه است كه واقعيات عالم هستى را يك عده موجودات بى معنا و بدون حكمت مىداند . 316
هيچ متفكر اسلامى نمىتواند مطابق پندار بعضى از سطح نگران واقعيات عالم هستى را به عنوان يك عده موجوداتى كه همهء حقائق و ابعاد و سطوح آنها را در همان پديدهها و اشياء منحصر مىدانند [ كه در ارتباطات حسى آنها را درك مىكنند و ماوراى آنچه را كه با حواس درمىيابند منكر و يا ناديده مىگيرند ] تلقى نمايد . 317
عده اى از نويسندگان كه شكوه آيات خداوندى را در جهان هستى مىپذيرند ولى نمىتوانند يا نمىخواهند از آن شكوه ملكوتى و آيات تحريككننده احساس تكليف نمايند ، از ما انسانها مىخواهند كه ما با كمال فراغت از چهرهء ملكوتى و آياتى هر دو جهان درونى و برونى ، تنها به تماشاى درخت برومند و پر شاخ و برگ خلقت بپردازيم و به نوعى لذّت ظريف اپيكورى از زندگى قناعت بورزيم 319
بايد متوجه باشيم كه هيچ عاقلى تاكنون نگفته است كه از نظاره به قانونمندى و شكوه هيجان انگيز عالم هستى ، تكاليف مذهبى و بايدهاى حقوقى و اخلاقى خصوصى نتيجه گيرى مىشود ، يعنى هيچ كس نگفته است كه از حكمت و شكوهى كه در عالم هستى مشاهده مىشود ، ما بايد بفهميم كه « بايد نماز صبح را دو ركعت خواند . » 320
دخالت اختيار در حقائق ارزشى منافاتى با علمى بودن آنها ندارد 333
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 365
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٦٥