تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
حقوق انسانها مستهلك بسازد هرگز چنين تصورى نمىرود مگر موضوعات خوب و بد و تكليف و حق دگرگون شوند . 4 - آيا امكان دارد كه عدالت به معناى حقيقى آن بوجود بيايد ولى از بوجود آمدن معلولات طبيعى خود يا شناخت آنها جلوگيرى نمايد نه هرگز ، زيرا عدالت حقيقتى است كه اگر بوجود نيايد معلولات و لوازم و نتايج خود را نيز بوجود خواهد آورد ، و همان گونه كه خود عدالت به عنوان « واقعيتى براى خود » قابل شناسايى مىباشد ، معلولات و لوازم و نتايج آن نيز قابل درك و شناخت خواهد بود . به عنوان مثال : انسان عادل از آرامش روحى برخوردار است . انسان عادل مورد اطمينان و احترام جامعه است . انسان عادل اشتياق وافر دارد به پيشرفت « حيات معقول » خويش و جامعه اى كه در آن زندگى مىكند . 5 - اگر فرض كنيم پديده‌هاى متعاقبى براى عدالت وجود دارند ، در صورت بوجود آمدن آن ، آن پديده‌هاى متعاقب نيز تحقق پيدا خواهند كرد ، مانند تعاقب فصول چهارگانه . بدانجهت كه تعاقب يك عده پديده در صورت تكرار استمرارى ، دليل آنست كه علت يا عللى در فوق آن پديده‌ها وجود دارد كه موجب مىشود آن پديده‌ها دائما متعاقب همديگر بوجود بيايند ، لذا مىتوان گفت اگر براى عدالت هم پديده هايى متعاقب وجود داشته و آن تعاقب دائمى و مستمر باشد ، در اين صورت مشمول قانون عليت مىگردد كه در شمارهء دوم بيان نموديم . 6 - عدالت مانند ديگر موضوعهاى علمى قابل مقايسات متنوع با حقايقى است كه از نظر كميت و كيفيت در معرض مقايسات و تطبيقات قرار مىگيرند . 7 - و بطور كلى براى تحقق عدالت مانند بوجود آمدن ساير واقعيات قابل بررسيهاى علمى ، عوامل و شرايط و مقتضياتى خاص وجود دارد و هر چيزى نمىتواند