3 - معلولات و نتايجى كه از آن واقعيت صادر مىشوند و بروز مىنمايند ، قابل شناخت و محاسبهء قانونى باشند .
4 - تفكيك پديده هايى كه بطور تعاقبى مانند فصول چهارگانه كه در كره زمين پشت سر همديگر بروز مىنمايند ، بدنبال آن واقعيت به جريان مىافتند ، از پديده هايى كه با يكديگر رابطهء عليت دارند .
5 - همچنين آن واقعيت بتواند در مجراى مقايسات با مواد مشابه و مخالف و تشخيص پديدههاى همزمان و غير ذلك قرار بگيرد .
6 - نيز بتواند مشمول اصول و قوانين حاكم بر مسائل علمى باشد ، مانند محال بودن اجتماع و ارتفاع نقيضين و نسبيتها و وابستگى امور نسبى به حقايق مستقل و غير ذلك . زيرا قطعى است كه خط مستقيم با خط غير مستقيم در يك جد و زمان با ديگر حدودى كه براى حكم ( محال بودن اجتماع ) نقيضين شرط شده است ، جمع نمىشوند ، همچنين عدالت با ظلم ، نيك با بد ، عظمت ارزشى و پستى و اخلاق عاليه انسانى با كثافتها و تبهكاريهاى و بدانجهت كه حقايق ارزشى مستند به واقعيات نيز قابل بررسى از ديدگاه ابعاد فوق مىباشند ، لذا بايد پذيرفت كه ارزشهاى مزبور نيز با ملاكهاى فوق مىتوانند مانند ديگر موضوعهاى علمى در عرصهء علم مورد بررسى و تحقيق قرار بگيرند . به عبارت ديگر هر حقيقتى كه از واقعيت براى خود برخوردار باشد و بتواند با كليت فراگير در ملاكهاى فوق شركت داشته باشد ، آن حقيقت يك موضوع علمى مىباشد .
بنا بر اين ، همان گونه كه آب با نظر به ملاك فوق مىتواند موضوع علمى و بررسىهاى متنوع علمى قرار بگيرد همچنين معادن و درختان و مزارع و موجودات دريايى و نور و صوت و فلزات و غير ذلك ، و همان گونه موضوعات اجتماعى و اقتصادى و حقوقى و سياسى و روانى و غير ذلك بدانجهت كه هر يك از آنها « واقعيتهائى براى خود » دارند كه ، در مجارى فوق الذكر مىتوانند قرار بگيرند داراى بعد علمى مىباشند ، همچنين همهء حقايق ارزشى مانند عدالت و شرف و تكليف فوق انگيزههاى جبرى نفع و ضرر ، نيز مىتوانند به عنوان موضوعهاى علمى مورد بررسىهاى دقيق علمى
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 282
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٨٢