تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
قرار بگيرند . توضيح اين مسئله ، و تساوى موضوعهاى علمى و ارزشى در بررسىهاى علمى و قرار گرفتن آنها به عنوان موضوعهاى علمى به اين قرار است : عدالت را در نظر مىگيريم و مىبينيم اين يك موضع ارزشى است كه مورد توجه همهء مذاهب راستين و اخلاقيون تاريخ است . 1 - نخست ببينيم آيا موضوع ( عدالت ) ماهيتى معين ندارد كه قابل تعريف و توصيف بوده باشد قطعى است كه عدالت حقيقتى است داراى ماهيت قابل تعريف و توصيف كه عبارت است از « سلوك مطابق قانون » يا عبارت است از آن خاصيت ممتاز روانى كه باعث مىشود انسان عادل از هيچ قانونى انحراف ننمايد ، اگر چه داراى آن توانايى باشد كه براى نفع شخصى خود ، قانون را ناديده بگيرد و از آن منحرف گردد . 2 - آيا ببينيم عدالت چيزى است كه از قانون عليت كه از عمومىترين قوانين حاكم در هستى است سرپيچى مىكند يعنى با اين كه عدالت براى به وجود آمدن در درون يك انسان علتى دارد با اين حال بوجود نمىآيد و اگر علت نداشته باشد يا مانعى از بوجود آمدن آن جلوگيرى نمايد باز بوجود مىآيد قطعى است كه چنين چيزى يعنى تخلف عدالت از قانون عليت كه از فراگيرترين قوانين هستى است امكان ناپذير است ، اگر چه با نظر به لطافت روح و تجرد نفس آدمى ، قانون عليت جارى در موضوع عدالت و ديگر پديده‌ها و فعاليتهاى روانى لطيفتر و تجردىتر بوده باشد . رشد شخصيت آدمى مقتضى عدالت او است ، همان گونه كه عدالت كشف از رشد شخصيت مىنمايد . 3 - آيا با اين كه عدالت فى نفسه انسان را از ارتكاب بدىها و انحرافات روانى بطور كلى باز مىدارد و اختيار انسانى را در انتخاب نيكىها و انجام تكاليف و ايفاى حقوق انسانها شكوفا مىسازد ، مىتوان تصور نمود كه روزى فرا رسد همين عدالت آدمى را به بدىها تحريك كند و اختيار وى را در تمرد از تكاليف و پايمال ساختن
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 283 | محمد تقي جعفري