ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 221
روستايى گاو در آخور ببست شير گاوش خورد و بر جايش نشست روستايى شد به آخر سوى گاو گاو را مىجست شب آن كنجكاو دست مىماليد بر اعضاى شير گاه پشت و گاه پهلو گاه زير گفت شير ار روشنى افزون بدى زهره اش بدريدى و دل خون شدى اين چنين گستاخ زان مىخاردم كاو در اين شب گاو مىپندارم ( 1 ) ( 1 ) توجه به اين نكته ضرورت دارد كه دخالت و تأثير حواس و ذهن و حتى دستگاهها و ابزار و وسائلى كه براى گسترده تر و عميقتر كردن معلومات بشرى ساخته شدهاند موجب خطاى حواس و آن دستگاهها نيست كه در فلسفه و علوم گذشتگان گفته مىشد زيرا خطا ناشى از حكم در بارهء دريافت شده است ، و بديهى است كه حكم عمل عقل است نه حواس ، و حواس و دستگاهها با كيفيت خاصى كه دارند ، محصول ارتباط خود را با آنچه كه آن را منعكس مىنمايند ارائه مىدهند و هيچ گونه قضيه اى نمىسازند ، تا اگر موافق واقع بود ، صحيح باشد و اگر مخالف واقع بود خطا و غلط بوده باشد . از يك نظر مىتوان نتيجهء اين مثال را با مثال فيل يكى دانست . عامل هفتم - آزمايشگاهها و هر گونه ابزارى كه براى گسترش عميق ساختن معلومات مورد استفاده قرار مىگيرند . تأثير آزمايشگاهها و هر گونه ابزار و كانالهايى كه براى گسترش و عميق ساختن معلومات و معارف بشرى ساخته شده است ، در معلومات و معارف ما به هيچ وجه قابل انكار نيست ، زيرا اين دستگاهها هر اندازه هم دقيق تعبيه شده باشند باز بدون استثناء كيفيت ناشى از دگرگونىهاى خود را كه از ناحيهء واقعيت درك شده بوجود آمده است ، ابراز مىنمايد . ( 2 ) ( 2 ) به يك اعتبار هر موجود طبيعى دو نوع كيفيت دارد : كيفيت اولى ( پرميركار اكتريستيك ) ، كيفيت دوم - يا ثانوى كه آن را كيفيت على مىناميم ( كوزال كاراكتريستيك ) . كيفيت اولى همان نمود و شكل و صورت خاص هر موجود است كه شما در برابر آن قرار گرفتهايد . كيفيت ثانوى آن چگونگى است كه موجود پس از دگرگون شدن بوسيلهء علت از خود بروز مىدهد . به عنوان يك مثال كاملا روشن تلسكوپ را در نظر بگيريد ، اين دستگاه در بزرگتر نشان دادن كرات آسمانى و ارائه خصوصيات بيشتر در آنها قطعا با آنچه كه بوسيله حواس معمولى مىبينيم قابل مقايسه نيست ، ولى ترديدى نيست در اين كه اين دستگاه هر اندازه هم ستارگان را بزرگتر و نزديكتر به واقعيت آنها نشان بدهد ، با اين حال با كوچكترين تغيير در ماده و كيفيتى كه در ساختمان آن دستگاه