تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
هيچگونه زيبايى نداشت ، گروهى از ساده لوحان گفتند كه براى سمبل زيبايى دست از ماه برداريد و برويد يك نمود ديگرى را پيدا كنيد زيرا كه آن گونه كه ماه را در ادبيات خود زيبا تجسيم مىنموديد از همين موادى كه كم و بيش با آنها آشنايى داريم تركيب شده است ، آن ماه بسيار زيبا ، دشتها و دره‌ها و تپه هايى است و بس . اين ساده لوحان درك نكرده بودند كه زيبايى نمودها همواره با چشمان معمولى و با مراعات فاصلهء معينى ما بين بيننده و نمود مورد تماشا مفهوم پيدا مىكند . به همين جهت است كه ماه اكنون هم زيبا است و براى هميشه تا آن گاه كه چشمان ما همين تركيب و خاصيت را دارا است و ماه را از همين فاصله مىبينيم زيبا خواهد ماند .

عامل پنجم - عوارض ثانويهء حواس طبيعى

مانند بيماريها و دگرگونيهاى ديگرى كه بر حواس انسانى عارض مىگردند ، و اين نوع عوامل نيز متعدد و متنوع مىباشند ، اگر كسى به نوعى بيمارى يك رنگ بينى مبتلا شود قطعى است كه همهء رنگها اشياء را كه چشم در حال طبيعى با دخالت نور دريافت مىنمايد ، بيش از يك رنگ نخواهد ديد .

عامل ششم - فعاليت حواس كه موجب تأثر سطح آگاه ذهن مىباشد

در حالات ارتباط مستمر حواس با اشياء عينى ، يك حالت ديگرى به وجود مىآيد كه تماشاگر را از ارتباط مستقيم با آنچه كه مورد درك او قرار گرفته است محروم مىسازد . ذهن انسانى نخست با ارتباط با يك نمودى مانند آفتاب ، تأثرى از آن نمود را در خود منعكس مىنمايد ، در لحظات بعدى با همين حالتى كه از يك شيء عينى پيدا كرده است ارتباط خود را با همان شيء يا با يك نمود ديگر ادامه مىدهد . بديهى است كه تا آن انعكاس از ذهن آگاه انسانى محو شود ، مدتى كم و بيش احتياج خواهد داشت . در آن موقع كه ذهن با حالت انعكاسى از يك نمود به ارتباط خود ادامه مىدهد ، قطعى است كه در درك نمود در حالات بعدى دخالتى خواهد كرد . اين دخالت را محمد بن محمد بن طرخان فارابى فيلسوف و حكيم مشهور اسلامى چنين تذكر مىدهد « هر يك از حواس ظاهرى ما از محسوس تأثر مىپذيرد و آن تأثر شبيه به كيفيت خود محسوس است ، و اگر محسوس قوى باشد ، پس از گسيخته شدن تماس حس با