در معلوماتى كه از دستگاهها و كانالهاى ساخته شده براى گسترش و دقت بيشتر علوم تعبيه شدهاند بازيگرى دوبار صورت مىگيرد .
اين مسئله كه در معلومات حاصله از دستگاهها ، معلومات ما از دو نوع بازيگرى عبور مىنمايد ، شايد مورد توجه اغلب دانشمندان كه حواس و دستگاه مورد استفادهء آنان فقط جنبهء واقعيت براى خود را دارد نبوده باشد ، يعنى او از آن دستگاه و حواس هيچ چيزى جز ارتباط مستقيم با واقعيت را نبيند و خود را تماشاگر محض بداند ، ولى چه بايد كرد كه ذات حقيقت و عظمت آن در همين است كه با توجه و عدم توجه ما انسانها واقعيت خود را از دست نمىدهد . در آن هنگام كه يك انسان محقق به وسيلهء دستگاهى مانند ميكرسكپ به ذرات بسيار بسيار كوچك مىنگرد ، آن ذرات را خواه بداند يا نداند بعد از عبور از دو كانال كه هر يك تأثير خود را در آن گذاشتهاند مىبيند و يا به عبارت ديگر از دو كانال عبور نموده است كه از كيفيت مخصوص آن دو براى خود اثر مخصوصى پذيرفتهاند . اين دو كانال عبارتند از : 1 - دستگاه ، 2 - حواس و ديگر عوامل درك . اين كه آناتول فرانس : « چشمى كه با ميكرسكپ مسلح است باز همان چشم آدمى است منتها بهتر از چشمهاى معمولى مىبيند و به غير از اين چيز ديگرى را نمىبيند » ( 2 ) بايد مورد دقت بيشترى قرار بگيرد ، زيرا كاربرد دستگاهى كه براى گسترش و عمق معلومات بشرى تعبيه شده است در ارائه واقعيتى كه با آن در ارتباط است غير از ساختمان و خصوصيات حواس انسانى است به همين جهت است كه نمىتوان گفت « چشمى كه با ميكرسكپ مسلح است باز همان چشم آدمى است . . . » .