نمىآموزند . اندازهها براى او چيزى جز پيامهايى كم و بيش نامطمئن نيستند يا به تعبير هلمهولتز جز علاماتى نيستند كه به جهان حقيقى مخابره مىكنند ، و سپس او به همان طريقى كه زبانشناس مىكوشد تا سندى را كه از بقاياى تمدنى ناشناخته است بخواند ، در صدد نتيجه گيرى از آنها برمىآيد . اگر زبانشناس بخواهد به نتيجه اى برسد ، بايد اين را چون اصلى بپذيرد كه سند مورد مطالعه معنايى در بر دارد . همين طور فيزيكدان بايد اين فكر را مبدأ بگيرد كه جهان حقيقى از قوانينى پيروى مىكند كه به فهم ما در نمىآيند ، حتى اگر براى او لازم باشد از اين اميد دست بشويد كه آن قوانين را بوجه تام دريابد ، حتى ماهيت آن قوانين را با يقينى مطلق از اول معين كند . » ( 1 ) براى تكميل اين موضوع بسيار مناسب به نظر مىرسد اگر بتوانيم در بارهء زمان سنج مغز بشر يا هر عاملى كه در بوجود آوردن امتداد ذهنى به نام زمان دگرگونى ايجاد كنيم ، دريافت تماشايى ما به جهان واقعيتها بسيار دگرگون خواهد گشت . ما اين مسئله را در دوران خودمان از شخصيتى كه معروف به شكاكيت و شكستن اصول معروف بود ، هم مىتوانيم مورد مطالعه قرار بدهيم . اين شخصيت برتراندراسل متفكر مشهور انگليسى است كه با كمال صراحت مىگويد : « در تفكر فلسفى نوعى رهايى از اسارت زمان ضرورت دارد . اهميت زمان بيشتر عملى است تا نظرى ، بيشتر به اميال ما مربوط است تا به حقيقت امور . اگر امور جهان را چنان تصور كنيم كه از يك عالم ابدى خارجى وارد جهان ما مىشوند ، و نه از اين نظرگاه كه زمان همچون خورندهء هر چه كه هست مىنگرد ، در چنين صورتى من گمان مىكنم تصوير درستترى از جهان خواهيم داشت . اگر هم زمان واقعيتى داشته باشد توجه كردن به اين كه اين واقعيت اهميتى ندارد نخستين منزل در راه حكمت
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 223
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٢٣
هامش
( 1 ) تصوير جهان در فيزيك جديد تأليف ماكس پلانك ترجمهء آقاى مرتضى صابر ص 138 و علم به كجا مىرود ماكس پلانك ص 118 و 119 ترجمهء آقاى احمد آرام - توجه به اين نكته ضرورى است كه ماكس پلانك جملات فوق را در دو كتاب خود آورده است و اين مىتواند دليل آن باشد كه محتواى جملات فوق يك مطلب ناگهانى و زودگذر نبوده ، بلكه يك حقيقت اصيل را منظور نموده است .