منحرف شود و در چاه سرنگون گردد . گناه و انحراف و بدبختى از آن اين مردم است كه -
چندين چراغ دارد و بىراهه مىرود
بگذار تا بيافتد و بيند سزاى خويش
( ( 2781 ) ) گر نه تصويرات از يك مغرسند
چون پياپى جانب دل مىرسند ؟
( ( 2782 ) ) جوق جوق اسپاه تصويرات ما
سوى چشمهء دل شتابان از ظما
( ( 2783 ) ) جرّه ها پر مىكنند و مىروند
دايماً پيدا و پنهان مىشوند
جريانات گوناگون روان ما از كجا مىآيند و به كجا مىروند ؟
اين تخيلات و تداعى معانىها و انديشه ها و حدسها . . . كه در درون ما به جريان مىافتند . از كجا سر مىزنند و به كجا مىروند ؟ مادامى كه قوانين روشن علمى نتواند خلا و تباين و تضاد ميدان مادى مغز و محصولات آن را به درستى توضيح بدهد ، سؤال مورد بحث براى ابد در پيچا پيچ فرضيات و تئورىها و مكتبهاى فلسفى سر در گم خواهد ماند . امثال اين جملات كه « جريانات درونى ما حقايق مخصوصى هستند » ، « جريانات درونى ما ماوراى طبيعى محض مىباشند » ، « جريانات درونى ما محصول عالى تشكيلات مخصوص سلولها و اعصاب مغزى ما هستند » ، « مغز انسانى انديشه را مانند يك غده ايست كه مايع خود را بيرون مىدهد . » جز آن كه مجهولات ما را در بارهء سؤال فوق تشديد و تكثير كنند ، نتيجهء ديگرى نخواهند داد . جلال الدين ، بروز پديده هاى روانى را كه گاهى موج و جلوهاى از ماده معرفى مىكند -
موج خاكى فكر و فهم و وهم ماست
موج آبى صحو و سكر است و فناست
يك امر غير مادى مىداند كه از مجراى ماده به دخالت قدرت الهى به وجود مىآيد و گاهى هم عرصهء ماده را مجراى آبى فرض مىكند كه از سر چشمهء ماوراى