تَأْكُلُونَ . ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذلِكَ سَبْعٌ شِدادٌ يَأْكُلْنَ ما قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلَّا قَلِيلًا مِمَّا تُحْصِنُونَ 12 : 47 - 48 . » ( 1 ) ( يوسف در تعبير رؤياى عزيز مصر فرمود : هفت سال با جديت و كوشش مىكاريد سپس آن چه را كه درو كرديد در سنبلهاى خود بگذاريد ، مگر مقدارى را كه خواهيد خورد . سپس هفت سال باران نمىآيد و قحطى سختى مىشود و آن چه را كه نگهداشتهايد همه را مىخورند ، مگر اندكى از آن چه محفوظ داشتهايد ) . « قالَ إِنَّه مِنْ كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ 12 : 28 . » ( 2 ) ( گفت : آن ، از حيله گرى شما زنان است ، حيله گرىهاى شما بزرگ است ) « فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْه اَللَّيْلُ رَءا كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ اَلآفِلِينَ 6 : 76 . » ( 3 ) ( وقتى كه شب تاريكى خود را بر او ( ابراهيم عليه السلام ) گستراند ، ستاره را ديد و گفت : اين است خداى من ، وقتى كه ستاره غروب كرد ، گفت : من غروب كنندگان را دوست نمىدارم )
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 204
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٠٤
( ( 2735 ) ) هست تن چون ريسمان بر پاى جان
مىكشاند بر زمينش زآسمان
( ( 2736 ) ) چغز جان در آب خواب بىهشى
رسته از موش تن آمد در خوشى
( ( 2737 ) ) موش تن زان ريسمان بازش كند
چند تلخى زين كشش جان مىچشد
با نظر به تنوع و تعدد جاذبيتهاى كالبد مادى و وابستگىهاى شديد و فراوانى
هامش
( 1 ) سوره يوسف ، آيهء 46 و 47 . .
( 2 ) سوره يوسف ، آيهء 28 . .
( 3 ) سوره الانعام ، آيهء 76 . .