( ( 2501 ) ) بهر اين آوردمان يزدان برون
ما خلقت الانس الا يعبدون
( ( 2502 ) ) سامرى را آن هنر چه سود كرد
كان فن از باب اللَّهش مردود كرد
( ( 2505 ) ) خود هنر آن دان كه ديد آتش عيان
نى گپ دل على النار الدخان
( ( 2506 ) ) اى دليلت گنده تر نزد لبيب
در حقيقت از دليل آن طبيب
( ( 2507 ) ) چون دليلت نيست جز اين اى پسر
ژاژ ميخا در كميزى مىنگر
( ( 2508 ) ) اى دليل تو مثال آن عصا
در كف دلّ على عيب العمى
اى دليل ما چو فكر ما ذليل
بيشى ما پيش دانايان قليل
( ( 2509 ) ) غلغل و طاق و طرنب و گير و دار
كه نمىبينم مرا معذور دار
آيه
« وَما خَلَقْتُ اَلْجِنَّ وَاَلإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ 51 : 56 » ( 1 ) ( و من جن و انس را نيافريدم مگر اين كه مرا بپرستند . )
تفسير ابيات
سپس نوبت مسلمان رسيد كه خوابش را بگويد . گفت : ديشب محمد مصطفى صلى الله عليه و آله سرور سروران و سلطان انبياء و مفخر دو جهان و نشان دهندهء راه ها به خواب من آمد و فرمود : يكى از دو رفيق تو به سوى كوه طور و با موسى كليم الله در راه عشق الهى دمساز شده و ديگرى را حضرت مسيح با حشمت و جلال بهمراه خود بر اوج آسمان چهارم برده است . تو هم اى پس ماندهء آسيب ديده برخيز و فورا حلوا را بخور . آن دو فاضل نتيجهء فضل خود را دريافته و آن را با فضيلت فرشتگان مخلوط نمودند .
تو اى صاف دل ساده لوح كه از همه عقب ماندهاى ، معطل مباش زود كاسهء حلوا را در ياب يهودى و مسيحى به مسلمان گفتند تو احمق حريص روى چه اصل حلواى مخلوط را خوردى ؟ مسلمان گفت : پيامبر مطاع من دستور داد ، من كيستم كه دستور او را مخالفت كنم .
هامش
( 1 ) سوره الذاريات ، آيهء 56 . .