تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
( ( 2368 ) ) علم تي راندازيش آمد حجيب وان مراد او بُده حاضر به جيب ( ( 2369 ) ) اى بسا علم و ذكاوات و فطن گشته رهرو را چو غول و راهزن ( ( 2370 ) ) بيشتر اصحاب جنّت ابلهند تا ز شرّ فيلسوفى مىرهند ( ( 2371 ) ) خويش را عريان كن از جملهء فصول ترك خود كن تا كند رحمت نزول ( ( 2373 ) ) زيركى شد دام برد و طمع و آز تا چه خواهد زيركى را پاك باز ( ( 2374 ) ) زيركان با صنعتى قانع شدند ابلهان از صنع در مانع شدند ( ( 2375 ) ) زان كه طفل خرد را مادر نهار دست و پا باشد نهاده در كنار

آيه

« وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْه مِنْ حَبْلِ اَلْوَرِيدِ 50 : 16 » ( 1 ) ( و ما به او از رگ گردنش نزديكتريم ) . « وَاَلَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا 29 : 69 » ( 2 ) ( و آنان كه در راه ما مجاهده مىكنند ، آنان را به راه هاى خود هدايت خواهيم كرد . )

( ( 2353 ) ) آنچه حق است اقرب از حبل الوريد تو فكندى تير فكرت را بعيد ( ( 2354 ) ) اى كمان و تير را برساخته صيد نزديك و تو دور انداخته ( ( 2355 ) ) هر كه دور اندازتر او دور تر وز چنين گنج است او مهجورتر

تا كى براى خدا يا بى بنقطه ها و ابعاد مخالف سمت خدا تير اندازى خواهيم كرد ؟

سالها دل طلب جام جم از ما مىكرد آن چه خود داشت ز بىگانه تمنا مىكرد
هامش
( 1 ) سوره ق ، آيهء 16 . .
( 2 ) سوره العنكبوت ، آيهء 69 . .