تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
( پسر نوح در پاسخ پدر گفت من به قله كوهى پناه مىبرم تا از آب مرا نگهدارى كند ، نوح فرمود ، امروز از امر خداوندى حفظ كننده‌اى وجود ندارد ، مگر آن كه مورد رحم الهى قرار بگيرد ، ميان فرزند و پدر را موج گرفت و فاصله انداخت و پسر نوح جزء غرق شدگان گشت )

روايت

« مثل اهل بيتى كسفينة نوح من ركبها نجا و من تخلف عنها غرق » ( 1 ) ( مثل اهل بيت من مانند كشتى نوح است ، هر كس كه سوارش شد نجات پيدا كرد و هر كس كه از آن تخلف نمود ، غرق گشت ) « العقل عقال اين جمله در ابياتى آمده است كه به فخر رازى نسبت داده شده است :

نهاية اقدام العقول عقال و اكثر سعى العالمين ضلال و ارواحنا فى وحشة من جسومنا و حاصل دنيانا اذى و و بال و لم نستفد من بحثنا طول عمرنا سوى ان جمعنا فيه قيل و قال » (
نتيجه و پايان اقدام عقول بندى است بر گردن آدمى و بيشتر كوشش مردم عالم گمراهى است . ارواح ما از ابدانمان در وحشت است و محصول دنياى ما مشقتى است و وبالى . از اين همه كاوش و بحث در امتداد چيزى جز آن نديديم كه تنها قيل و قال در عمر خود جمع كرديم ) . مسلم است كه مضمون ابيات فوق زبان حال اكثريتى وحشت آور از انديشمندان حرفه ايست كه ميوهء زندگانى خود را باز گو مىكنند .

تفسير ابيات

برو زير سايه استاد و رهبر و براى اطاعت او مدتى خاموشى گزين . آرى پيرو و خاموش باش و اين قدر از وجود پست خود والى و فرمانده براى كشور هستى خويش متراش . گيرم كه تو داراى استعداد رشد روحى هستى ، اما اين لاف زدن تو در بارهء
هامش
( 1 ) سفينه ، ج 1 ص 630 از امير المؤمنين از پيامبر اكرم ( ص ) . .