تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣
( ( 3365 ) ) گر تو كنعانى ندارى باورم گر دو صد چندين نصيحت پرورم ( ( 3366 ) ) گوش كنعان كى پذيرد اين كلام كه بر او مهر خداى است و ختام ( ( 3367 ) ) كى گذارد موعظه بر مهر حق كى بگرداند حدث حكم سبق ؟ ( ( 3368 ) ) ليك مىگويم حديث خوش پيى بر اميد آن كه تو كنعان نه اى ( ( 3369 ) ) آخر اين اقرار خواهى كرد هين هم ز اوّل روز آخر را ببين ( ( 3370 ) ) مىتوانى ديد آخر را مكن چشم آخر بينت را كور و كهن ( ( 3371 ) ) هر كه آخر بين بود مسعود وار نبودش هر دم به ره رفتن عثار ( ( 3372 ) ) گر نخواهى هر دمى اين خفت و خيز كن ز خاك پاى مردى چشم تيز ( ( 3373 ) ) كحل ديده ساز خاك پاش را تا بيندازى سر اوباش را كه ازين شاگردى اين بگزيده را كان بسوزد هم بسازد ديده زا چشم روشن كن ز خاك اوليا تا ببينى ز ابتدا تا انتها

آيه

« يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ الله وَرَسُولِه وَاِتَّقُوا الله إِنَّ الله سَمِيعٌ عَلِيمٌ 49 : 1 . » ( 1 ) ( اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد در مقابل خدا و پيامبرش پيش دستى نكنيد و به خدا تقوا بورزيد به تحقيق خداوند شنوا و داناست ) .

توضيح

- مقصود از اين كه مردم نبايد به پيامبر پيش دستى كنند در مسائل مربوط به امور طبيعى و اعتيادى مانند پيش رفتن و پس رفتن و نشستن و برخاستنهاى معمولى نيست ، بلكه مقصود به قرينه ( الله ) لزوم تبعيت از اوامر و نواهى خدا و پيامبر است . » قالَ سَآوِي إِلى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ اَلْماءِ قالَ لا عاصِمَ اَلْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ الله إِلَّا مَنْ رَحِمَ وَحالَ بَيْنَهُمَا اَلْمَوْجُ فَكانَ مِنَ اَلْمُغْرَقِينَ 11 : 43 » ( 2 )
هامش
( 1 ) سوره الحجرات ، آيهء 1 . .
( 2 ) سوره هود ، آيهء 43 . .