بيان آيه كريمه يا ايها الذين آمنوا لا تقدموا بين يدى الله و رسوله
چون نبى نيستى ز امت باش
چون كه سلطان نهاى رعيت باش
پس برو خامشان خامش باش
و از خودى راى زحمتى متراش
( ( 3348 ) ) پس برو خاموش باش از انقياد
زير سايهء شيخ و امر اوستاد
پس رو و صامت شو و خاموش باش
از وجود خويش والى كم تراش
( ( 3349 ) ) ور نه گر چه مستعدّ و قابلى
مسخ گردى تو ز لاف كاملى
( ( 3350 ) ) هم ز استعداد وامانى اگر
سركشى ز استاد راد با خبر
( ( 3351 ) ) صبر كن در موزه روزى و بسوز
ور شوى بىصبر مانى پاره دوز
( ( 3352 ) ) كهنه دوزان گر بديشان صبر و حلم
جمله نو دوزان شدندى هم به علم
( ( 3353 ) ) پس بكوشىّ و به آخر از كلال
خود به خود گويى كه العقل عقال
( ( 3354 ) ) همچو آن مرد مفلسف روز مرگ
عقل را مىديد بىبال و برگ
( ( 3355 ) ) بىغرض مىكرد آن دم اعتراف
كز ذكاوت را نديم اسب از گزاف
( ( 3356 ) ) از غرورى سر كشيديم از رجال
آشنا كرديم در بحر خيال
( ( 3357 ) ) آشنا هيچ است اندر بحر روح
نيست آن جا چاره جز كشتى نوح
كاشكى او آشنا ناموختى
تا طمع در نوح و كشتى دوختى
( ( 3358 ) ) اين چنين فرمود آن شاه رسل
كه منم كشتى در اين درياى كل
( ( 3359 ) ) يا كسى كاو در بصيرتهاى من
شد خليفهء راستين بر جاى من
( ( 3360 ) ) كشتى نوحيم در دريا كه تا
رو نگردانى ز كشتى اى فتى
( ( 3361 ) ) همچو كنعان سوى هر كوهى مرو
از نبى لا عاصم اليوم شنو
( ( 3363 ) ) پست منگر هان و هان اين پست را
بنگر آن فضل خدا پيوست را
( ( 3364 ) ) در بلندى كوه فكرت كم نگر
كه يكى موجش كند زير و زبر