تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
گوساله تعبيه كرد و گوساله را بصدا در آورد و آن صدا باعث آزمايش سامريون گشت . اگر شما با نيت پاك به پيشگاه راز دانان رو ببريد ، از سر كلاهى كه براى آموختن باز بسرش مىگذارند و چشم و گوشش را مىبندد ، نجات پيدا خواهيد كرد . آن سر كلاه را بدان جهت به سر باز مىگذاشتند كه از تمايل به هم جنسش جلوگيرى كند . از آن موقع كه باز توانست از تمايل به جنس خود رها گردد ، معلم باز ديده گان او را باز مىكند . خداوند ديوان را از كمينگاه اسرار خود مىراند ، چنان كه عقل جزئى را از استبدادش رهايى مىبخشد و مىگويد : اى عقل سركش مباش و استبداد مرموز ، زيرا تو شاگرد ، ولى مستعد حق مىباشى . اى عقل فورا ببارگاه دل بشتاب كه تو جزئى از دل هستى و بندهء فرمانرواى عادلى . بندگى آن فرمانرواى الهى بهتر از سلطنت است ، زيرا دم از شايستگى خود زدن دم شيطانى است . اين پست سيرت ميان بندگى آدم و تكبر شيطانى تفاوت بگذار . آن خورشيد راه هدايت ( پيامبر اكرم ) فرمود : خوشا به حال كسى كه نفسش را ذليل و رام كرده است . سايهء رام شدن نفس خوابگاه خوشى است و براى كسانى كه آمادهء به دست آوردن صفاى روحانى هستند جايگاه آسايش و خواب ناز است . اگر از اين سايه به سوى من پرستى به روى ، راه را گم كرده و سر بطغيان خواهى كشيد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 631 | محمد تقي جعفري